فلسفه معاصر ایران چاپ

در کشورهای توسعه نیافته فلسفه جای و جایگاه مهمی ندارد و کمتر اتفاق افتاده است که در این کشورها فلسفه جدید فارغ و آزاد از تعلقات ایدئولوژیک راه یافته باشد. درست بگوییم فلسفه در جهان توسعه نیافته و حتی در کشوری مثل کشور ما یا یونان که سوابق هزار و چند صد ساله و دو هزار و پانصد ساله تفکر فلسفی دارند، بیشتر به مقتضای تحصیل سیاست و فراهم شدن و یا تکرار بعضی حرفهای فیلسوفان در انزوای مجلس درس بعضی دانشگاهها و دانشکده هاست. من از همکاران خود بسیار شنیده ام که وقتی سخن از فلسفه ها و فلسفه نویسی های بیرون از دانشگاه می شد می گفتند که اینها آکادمیک نیست و البته راست می گفتند اما مگر فلسفه آکادمیک چه بود؟ وقتی دارالمعلمین عالی و دانشگاه تهران تأسیس می شد فقط یکی دو نفر اندک اطلاعی از فلسفه جدید داشتند و هیچ کتابی برای تدریس وجود نداشت به این جهت ناگزیر به تدریس مختصری از آراء فیلسوفان بصورت تاریخ فلسفه و ما بعد الطبیعه اکتفا می شد. دانشجویان ایرانی که برای تحصیل به خارج از کشور (و بیشتر به انگلستان و فرانسه) رفته بودند هیچیک داوطلب یا مأمور تحصیل در رشته فلسفه نبودند اما بعضی از آنان به حکم علائق شخصی به فلسفه پرداختند و بعضی کتابهای فلسفه را ترجمه کردند و چون به کشور بازگشتند تدریس فلسفه را به عهده گرفتند. عبد الغفار نجم