سخنرانی در بیست و سومین جشنواره پژوهش دانشگاه تهران چاپ
سه شنبه, 25 آذر 1393 ساعت 08:36

دانشگاه از جامعه جدا نیست

دانشگاه تهران محل زندگی و فعالیت من است. دانشگاهی که 60 سال در آن خدمت کرده‎ام، به دوران بلوغ پژوهشی خود رسیده است. آن زمان که بنده تازه وارد دانشگاه تهران شده بودم، دانشگاه آموزشی بود، هنوز هم آموزشی است. دانشگاه را نمی‎توان از جامعه جدا دانست. هیچ‌یک از ما به پیوند میان پژوهش و ساماندهی آن با مردم در کشور شکی نداریم و می‎دانیم کشور به پژوهش نیاز دارد. هنگامی‌که تفکر و علم سازمانی پیدا می‎کند، نظم و ترتیبی دارد و برای آن مراسم نیاز است؛ علم و پژوهش نیز مناسک خاص خود را می‎خواهد.

 

نکته دیگری که مطرح می‎شود، احترام به علم است. آیا جامعه به علم احترام می‎گذارد؟ ما و جامعه چه نگاهی به علم داریم؟ سه نوع احترام به علم وجود دارد؛ احترام حقیقی (قلبی و واقعی)، احترام اخلاقی، احترام تصنعی. احترام ابن‎سینا به علم احترامی حقیقی بود و ما باید تلاش کنیم، احترام تصنعی به علم را بکاهیم و حقیقتا به آن احترام بگذاریم. در همین راستا نباید مدرک تحصیلی را اصل قرار دهیم و این نکته مهمی است.همواره باید به تفاوت علم جدید و قدیم توجه داشت. علم جدید تاریخ 400 تا 500 ساله در دنیا دارد و با فلسفه و سیاست به وجود آمده است. رشد این علم ارگانیک بوده و با ریاضی و فیزیک و گالیله آغاز شده است. اما علوم اجتماعی و انسانی به معنای متداول آن از قرن 19 به وجود آمده است. رشد پیش از علوم انسانی ارگانیک بوده، اما در حال حاضر رشد در دنیا با برنامه‎ریزی صورت می‎گیرد.شناخت روابط و مناسبات کشور را کار علوم انسانی است.  وظیفه شناخت نظام جامعه، روابط و مناسبات آن، استعداد‎ها و امکان‎ها، وضعیت جامعه و روابط و مناسبات کشور کار علوم انسانی است. این‌که علوم انسانی در چه وضعیتی قرار دارد، خود دانشمندان علوم انسانی باید به آن بپردازند. باید بدانند چه خدمتی به علم دارند و در معنای پژوهش تأمل کنند. به‌نظر من ما به توسعه و تقویت علوم انسانی نیاز مبرم داریم. علم واحد است و باید همه علوم را تقویت کنیم. اما در شرایط کنونی به علوم انسانی بیشتر نیاز داریم و امیدوارم در ایجاد پیوند بین پژوهش و زندگی، احترام حقیقی برای علم قائل باشیم.