یادداشت سید عبدالجواد موسوی در روزنامه اعتماد چاپ
جمعه, 24 بهمن 1393 ساعت 14:47

جایزه ای به نام تفکر

دوستان مرکز فرهنگی شهر کتاب خوش ذوقی کرده اند و جایزه ای به نام دکتر رضا داوری ترتیب داده اند.جایزه ای به منظور تقدیر از دانشجویان دکتری دوره فلسفه.معمولا جوایز را در سرزمین ما بدون فکر به عناوین الصاق می کنند. در این میان چیزی که کم تر دیده می شود نسبت درست افراد با جوایز است. موقع جایزه دادن هم فکر نمی کنیم این بزرگواری که داریم به او جایزه می دهیم با آن عزیزی که جایزه را به نام او تدارک دیده ایم چه نسبتی دارد.جایزه ای تدارک دیده ایم به اسم جلال آل احمد. هیچ کس نمی گوید به کسی جایزه ای بدهیم که شبیه جلال آل احمد بنویسد اما اگر این جایزه را به کسی دادیم که برخلاف آل احمد تمام قد مدافع وضع موجود بود و در تمام عمرش حتی از شهرداری محلشان هم انتقاد نکرده بود یعنی هم آل احمد را دست انداخته ایم و هم خودمان را. اگر می گویم دوستان مرکز فرهنگی شهر کتاب خوش ذوقی کرده اند به این معناست که دکتر داوری از این دست معذوریت ها برای کسی ایجاد نمی کند.

 

او یک متفکر است به معنای اصیل کلمه.اصلا نام و عنوان او شما را مجبور می کند جز به تفکر به هیچ چیز دیگری نیندیشید. دکتر داوری توانسته در روزگار سیاست زده ما به گونه ای سلوک کند که هم مهرنامه ای ها و هم بروبچه های مجله سوره از او مطلب چاپ کنند. هر دو عکس او را درشت چاپ کنند و هر دو هم گمان کنند دارند حرف هایشان را از زبان او می شنوند. این به رندی دکتر داوری برنمی گردد؟قطعا رندی دکتر در این میانه بی تاثیر نیست، او خیلی خوب بلد است سخنش را طوری بیان کند که هر دو طرف ماجرا فکر کنند دارند منویات خودشان را می شنوند.مثال می زنم: فی المثل دکتر چیزی نوشته بود درباره این که لیبرالیزم چنان که بعضی ها فکر می کنند با اسلام قابل جمع نیست. آن ها که مدافع لیبرالیزم بودند این سخن را حمل بر دفاع از لیبرالیزم کردند و به استقبال از آن رفتند در طرف مقابل هم بودند کسانی که آن حرف ها را به معنای دفاع از اسلام دانستند و به ترویج آن حرف ها پرداختند. بدون شک دکتر داوری قصد دفاع و ی