یادداشت حامد زارع در ماهنامه فرهنگ امروز چاپ
شنبه, 26 مهر 1393 ساعت 15:13

در مذمت هنر تخطئه

اگر بپذیریم شان فلسفی پیوندی ناگزیر با آینده نگری دارد، رضا داوری اردکانی یک فیلسوف تمام عیار است. او سی سال پیش و در جدال با مدعیان روشنفکری دینی که آن روزها خود را تنها متفکران صالح انقلاب اسلامی می دانستند، مفردات تناقض آمیز آنها را برمی شمارد و خطر تخطئه را گوشزد می کند. اینکه کدام گوش ها استعداد شنیدن گوشزدهای فلسفی را دارند، بحث دیگری است. چه اینکه سخن فیلسوف اگر خلاف آمد عادت باشد و جان های وابسته به روزمرگی را تکان ندهد، از اعتبار و اصالت نمی افتد و حقانیت خود را هر چند سالها بعد به منصه ظهور می رساند.

 

 

ماجرای مواجهه طیفی از جوانان انقلابی پیرو عبدالکریم سروش که تفکر علمی را در گرو دانستن فلسفه تحلیلی و تبعیت از اندیشه کارل پوپر می دانستند با استاد فلسفه دانشگاه تهران از آن دست ماجراهایی است که هر چه بر قدمت آن افزوده می شود، واجد توجه بیشتری می شود. چه اینکه سروش و هوادارانش با مشارکت فعال در انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها در پی تاسیس دانشگاه و چه بسا دانشی بودند که در عزل نظر از سنت فکری و فلسفی تدوین می شد. در این مسیر منتقدان خویش را مخالفان علم و آزادی می نامیدند و خود را داعیه دار علم. در این میان کمتر کسانی از بزرگان خطر درآویختن با این نورسیدگان را به جان خریدند اما رضا داوری اردکانی آنان را به چالش طلبید و پرسید: «مگر علم نیاز به تبلیغ دارد؟ مگر پژوهندگان و علما پژوهش خود را متوقف کرده و منتظر مانده اند که از امثال پوپر درس پژوهش بیاموزند؟»استاد فلسفه دانشگاه تهران به جوانانی که گمشده خویش را در پردازش انقلابی به فلسفه تحلیلی یافته بودند نهیب داد و گفت: «من می خواهم به جوانان مسلمانی که فکر می کنند اسلامشان به مدد بعضی مطالب غیردینی مستحکم می شود، عرض کنم که از این سودا درگذرند. در عالم دین می توان علوم بسیار را فراگرفت اما دین را با عناصر خارجی و غیردینی و ضد دینی نبا