یادداشت حامد زارع در روزنامه فرهیختگان چاپ
یکشنبه, 05 بهمن 1393 ساعت 11:13

راهی به رهایی

سالی که در حال اتمام است، چندان سال خوشایندی برای علوم انسانی نبود. هر چند با روی کارآمدن دولت جدید، سخنان ناپخته مدیران درباره لزوم تغییر بنیادین در علوم انسانی کمتر شده است، اما رخدادهایی که یکی پس از دیگری خود را نشان می‌دهند، نشان از این نکته دارد که علوم انسانی در آکادمی‌های ایرانی حال و روز خوبی ندارد. روند رو به رشد نگاه کمی در عرصه تولید مقالات علمی، افشای انتحال و سرقت علمی استادان دانشگاه‌ها و همچنین بلاتکلیفی‌های پیاپی مدیریت عالی وزارتخانه متبوع ازجمله عواملی است که سال 93 را سال بدیمنی برای دانشگاه و علوم انسانی بدانیم. اما در همین بی‌خبری و بداحوالی نیز می‌توان خبرهایی شنید که مایه شعف و شادمانی باشد. 

اواخر هفته گذشته موسسه شهر کتاب خبر از راه‌اندازی دوره‌های اعطای جایزه رضا داوری‌اردکانی به پایان‌نامه‌های برجسته حوزه فلسفه داد. پیش از آن نیز همین موسسه جایزه فتح‌الله مجتبایی را به پایان‌نامه‌های برتر حوزه ادیان و عرفان اعطا می‌کرد. وقتی بدانیم روند برگزاری این جایزه‌ها با اشراف و همچنین حمایت مادی و معنوی خود استادان نیز همراه است، کمی به آینده علوم انسانی خوش‌بین خواهیم شد. چه اینکه استادانی نظیر داوری‌اردکانی و مجتبایی اکنون جزء ذخایر فرهنگی و در واقع میراث فکری حوزه علوم انسانی کشور محسوب می‌شوند و در دهه نهم عمر آنان باید بهترین بهره را از وجود و تجربه آنان برد. از سوی دیگر ورود موسسه شهر کتاب به‌عنوان یک نهاد فرهنگی و خصوصی و نه دولتی و سیاسی به این‌گونه مسائل را باید به فال نیک گرفت چراکه در اکثر عرصه‌هایی که نگرش دولتی و جوایز حکومتی و بخشنامه‌ای سیطره پیدا کرده‌اند، پس از مدتی شاهد زوال موضوع و محتوای آنها بوده‌ایم. سرنوشت همایش‌های پرخرج چهره‌های ماندگار و جوایزی نظیر جلال آل‌احمد این واقعیت را به ما می‌نمایاند که دست دولتی، ابزار موجه و موفقی در عرصه دانش و فرهنگ نمی‌تواند باشد و باید این حوزه را به متولیانش سپرد. اکنون باید نه‌تنها از اقدام موسسه شهر کتاب در گریز و کناره‌گیری از مواهب همکاری با نهادهای دولتی و حفظ استقلال فرهنگی اش خشنود بود، بلکه باید از مشارکت دادن استادان برجسته کشور در روند انتخاب رساله‌های برتر نیز شادمان بود. در چنین جوایزی نه‌تنها احتمال رانت وجود ندارد، بلکه رقابت صادقانه و صرفا علمی باعث می‌شود نگاه کارشناسانه و محتوامحور جای نگرش شکل‌محور و فرم بنیاد را بگیرد؛ امری که امروز نیاز نخست محیط‌های دانشگاهی در عرصه علوم انسانی است.