صفحه اصلی رسانه ها
گزارش سخنرانی رضا داوری‌اردکانی در نشست «تاملی بر وضع فلسفه در ایران» در روزنامه فرهیختگان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

حوزه‌های علمیه تدریس فلسفه را ادامه دهند

رضا داوری‌اردکانی یکی از منحصر‌به‌فردترین چهره‌های فلسفی ایران معاصر است. او نه همانند غلامحسین ابراهیمی‌دینانی مورخ فلسفه اسلامی است و نه مانند سید‌حسین نصر راوی رایانه از حکمت و فلسفه. او نه مثل احمد فردید در کار تفکر به کلمات بود و نه مانند هانری کربن در پی شناسایی میراث معنوی تفکر اسلامی. او نه همانند داریوش شایگان عزم سفر فلسفی به تمدن‌های بزرگ را دارد و نه مثل جواد طباطبایی در پی تدوین نظریه فلسفی برای ایران است. داوری‌اردکانی که با همه فلاسفه پیش گفته موانست داشته و دارد، با همه آنها متفاوت است. رویکرد داوری‌اردکانی معطوف به خرد فلسفی و کاربست آن در وضع معاصر ما است. به همین خاطر همه سخنرانی‌هایش ناظر به مساله‌یابی و مساله‌شناسی‌هایی است که اگر چه در ظاهر ساده و راحت‌الوصول هستند، کاری دشوار و فیلسوف‌مآبانه است. داوری‌اردکانی از این حیث سخن و نظری متفاوت از همه اندیشمندان معاصر ایرانی مطرح کرده و پرسش‌آفرینی می‌کند.  

 
یادداشت روزنامه فرهیختگان درباره یک کتاب گفتگومحور رضا داوری اردکانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

گاه خرد

بعدازظهر امروز اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی میزبان مراسم پاسداشت مقام علمی رضا داوری‌اردکانی خواهد بود. مراسمی که از ساعت 16 آغاز می‌شود و در آنعلاوه‌بر رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، سیدمصطفی محقق‌داماد، سید‌جواد طباطبایی، بیژن عبدالکریمی، محمدرضا بهشتی، علی‌اصغر مصلح و حسین کلباسی‌اشتری درباره رضا داوری‌اردکانی سخن خواهند گفت. این مراسم که در مرکز همایش‌های کتابخانه ملی برگزار می‌شود، علاوه‌بر پاسداشت داوری با رونمایی از کتاب «گاه خرد» نیز همراه خواهد بود؛ کتابی که به تازگی از سوی انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده است. کتابی که حاصل گفت‌وگوی حسین کلباسی‌اشتری، عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با رضا داوری‌اردکانی فیلسوف معاصر و رئیس فرهنگستان علوم است.

 
یادداشت عبدالرحیم گواهی در روزنامه ایران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

فیلسوفِ گفت‌و‌گو

«رضا داوری اردکانی» را بدون تردید باید فیلسوف فرهنگ دانست. او که یکی از سرآمدان حکمت معاصر ایران است، از جمله اندیشمندانی‌است که در سپهر اندیشه ایران و - حتی جهان - دغدغه زیست فرهنگی دارد و مقدم بر آنکه یک فیلسوف باشد، یک اندیشمند است. هم از یک سو با زبان فرانسه آشنایی کامل دارد و در فرنگ پژوهش کرده و هم آنکه تجربه حضور در حوزه را هم از سر گذرانده است. بر این اساس، بر خلاف برخی که تنها به اندیشه وارد شده از مغرب زمین بها می‌دهند و بعضی دیگر که فقط سنت شرقی را پیش چشم دارند، بر مدار اعتدال گام برداشته و مبتلا به افراط و تفریط نشده است. من این ویژگی را پیشتر در منش و روش استادم؛ علامه محمدتقی جعفری دیده بودم. داوری اردکانی، کم زبان به سخن می‌گشاید، بویژه اگر در موضوعی حائز دانش و بینش نباشد اما همان نکته‌ای هم که ابراز می‌دارد، حکم سند و حجت را دارد. او بعد از یک عمر تعقل و تأمل، میان سنت و مدرنیته پیوندی عمیق و وثیق برقرار ساخته است. داوری اردکانی، نمونه مبرهن یک اندیشمند اخلاق‌گرا است. تواضع علمی و عملی دارد. امانتداری و صدق گفتار را به شاگردان خود می‌آموزاند. مضاف بر آنکه منصف و معتدل است اما آزاداندیشی و عدالت‌خواهی نیز پیشه زندگی‌اش بوده است. رضا داوری اردکانی، معیار و مصداق بارز یک حکیم عقل‌گرا و البته پیرو فرهنگ مدارا است. به همین سبب شاید اطلاق صفت فیلسوف گفت‌و‌گو بر او، واجد همه آن چیزی باشد که در توصیف‌اش تشریح شد.

 
مقاله محمد منصور هاشمی در وب سایت فرهنگ امروز مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

متن و حاشیۀ فیلسوف دوران ما

محمدمنصور هاشمی را می‌توان یکی از تاریخ‌نگاران اندیشه در ایران معاصر دانست. او که یکی از مهمترین تک‌نگاری درباره سیداحمد فردید را نوشته است، علاقه و توجه شایانی به بررسی آراء و افکار متفکران معاصر ایرانی در عرصه فرهنگ و فلسفه دارد. چندی پیش که مجموعه گفتگوهای حامد زارع با رضا داوری‌اردکانی منتشر شد، دیباچه‌ای به قلم هاشمی نیز در ابتدای کتاب قرار داده شده بود که ناظر بر اهمیت تاریخ‌نگاری افکار و آثار اندیشمندان ایرانی در قالب مصاحبه بود. هاشمی در دیباچه خود مطالعه گفتگوی زارع با داوری‌اردکانی را به مثابه تجربه حضور ذهنی در مجلسی دانسته بود که در آن حضور عینی نداشته است. متن این دیباچه در ادامه می‌آید.

 
مقاله علیرضا شیرازی‌نژاد در روزنامه ایران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

معجزه «عقل راهنما»

17 سال از انتصاب و مدیریت «دکتر رضا داوری اردکانی» بر مسند «فرهنگستان علوم ایران» می‌گذرد و کشور ما جزو معدود کشورهایی است که با اختصاص دادن این جایگاه به یک «فیلسوف»، ژرف اندیشی پیرامون مسائل کلی علم و ارتقای درک دانشمندان و مهندسان نسبت به موضوعات مربوط به «هستی» و «جامعه» را پیگیری می‌کند. دکتر رضا داوری اردکانی در طول ریاست خود بر این مجموعه، همواره به طرح موضوعات شناختی و بدیعی در حوزه سیاستگذاری‌ علمی پرداخته است، انتقادات شجاعانه و آینده‌نگرانه وی در حوزه علم و فناوری و پیشرفت سبب شده تا برخی نسبت به تأملات و ملاحظات او گاهی رویکردی نقادانه برگزینند. 

 
یادداشت سجاد صداقت در روزنامه فرهیختگان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

برنامه‌ریزی برای علم

«یادداشت شماره گذشته درباره فرهنگستان و آینده‌اش مورد لطف عده‌ای از همکاران قرار گرفته و بعضی پرسش‌ها و اشکال‌ها نیز مطرح شده است.» این جملات ابتدایی رضا داوری‌اردکانی در سرمقاله شماره پنجاه و پنجم نشریه فرهنگستان علوم است که آذر 1394 منتشر شده است. اما این جملات همان‌گونه که داوری به آن اشاره می‌کند، واکنش به نقدهایی است که درباره سرمقاله این فیلسوف ایرانی در شماره پنجاه و چهارم این نشریه در شهریور 1394 ابراز شده بود. داوری در آن مقاله که با عنوان «فرهنگستان علوم و آینده‌اش» منتشر شده، به بحث‌های مهمی پیرامون فرهنگستان علوم ‌پرداخته و اکنون و در شماره تازه این نشریه نیز سعی کرده هر چه بیشتر نظرش را تبیین کند؛ نظری که نه‌تنها برای آینده فرهنگستان علوم، بلکه برای آینده بسیاری از نهادهای علمی امروز ایران و به‌طور کلی علم در کشور  ضرورت دارد. اما داستان از کجا آغاز شد؟

 
مقاله عبدالجواد موسوی در ویژه نامه روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

دریغ که خواستن توانستن نیست

استاد و سرور بزرگوارم حضرت رضا داوری اردکانی

سلام و درود!

هفته پیش سالروز تولدتان بود، عذر تقصیر مرا بپذیرید بابت فراموشی سالروز تولدتان. گفتم جبران مافات کنم و علاوه بر تبریک رسانه ای پرسش هایی را مطرح کنم تا بازهم بدین بهانه خوشه چین خرمن معرفتتان شوم. و نه تنها من که مخاطبان عزیز کرگدن نامه پاسخ های احتمالی شمارا بخوانند و درمیانه این همه هیاهویِ رسانه ای چیزهایی بیاموزند. شما هم خوب می دانید که تبریک و تولد و این حرف ها بهانه است. نه شما به این مناسبات روزمره و بازی های کودکانه دلخوشید و نه من خیلی با این مناسبات نسبتی دارم. نسبت ما با شما نسبت شاگرد و استادی است. و اگر جسارت نباشد باید بگویم فراتر از استاد و شاگردی.

 
یادداشت علي پيرحياتي در روزنامه ایران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

چه نيازي است به «داوري»؟

نام «دکتر رضا داوري اردکاني» همواره ملازم دفاع از فلسفه است. او از فلسفه در برابر «سياست»، «ايدئولوژي» و «عقل متعارف» دفاع مي کند. داوري در نوشته ها و گفته هاي خود به هر موضوعي که مي پردازد، خواسته يا ناخواسته به اين مساله باز مي گردد که «فلسفه چيست؟ و به چه کار مي آيد؟» اما در شرايط و زمانه اي که هر کسي، خود را ملاک حقيقت مي داند و از سوي ديگر، هر سخني بايد نسبت خود را با سياست روشن کند و همه حرف ها با نگاه سياست زده تفسير مي شود، چگونه مي توان از فلسفه دفاع کرد؟ و مگر نه اينکه در چنين شرايطي، دفاع از فلسفه در بهترين حالت به سوءتفاهم مي انجامد؟

 
یادداشت حامد زارع در روزنامه فرهیختگان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

جایزه ای به احترام تفکر

برخی خبرها هستند که در میانه اخبار سیاست و تجارت، خوش به دل می‌نشینند. خبر برگزاری نخستین جایزه رضا داوری‌اردکانی از آن دست خبرها بود. اینکه برخی‌ها هستند که هنوز در بحبوحه اخبار معمولی، می‌توانند خبرهایی بسازند از جنس فرهنگ و فکر، موهبتی است که باید قدر آن را پاس داشت. داوری در دهه نهم عمر خویش همچنان فانوس به دست و سقراط وار در شهر ما به دنبال روزنه‌های آگاهی می‌گردد. از خواندن و فکر کردن کناره نمی‌گیرد. در مجالس فرهنگی حضور مدبرانه دارد و راست و چپ را به تامل فرا می‌خواند. دقیق است و این دقت را در گفتار و نوشتار خود به کار می‌بندد و همگان را به تدقیق در وضع خویش فرا می‌خواند. بدون اینکه تغییر موضع دهد، با تغییر زمانه کنار می‌آید.

 
یادداشت زهرا سلیمانی اقدم در روزنامه فرهیختگان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

نقطه تعادل ماجرای فکر فلسفی معاصر

هشتاد و سومین سالروز تولد داوری

اردکان دانشمندان بزرگی به خود دیده است و عده‌ای از مورخان به‌خاطر همین خاصیت آنجا را یونان کوچک نامیده‌اند. خواجه نصیرالدین طوسی مصداق مهم این تمثیل است که قرن‌ها بعد از نسل وی یکی از اندیشمندان حال حاضر سر بر می‌آورد. رضا داوری‌اردکانی متولد 1312 در اردکان است. او در یک خانواده نه‌چندان توانمند، از لحاظ مالی اما دارای سابقه درخشان در علم و دانش به دنیا می‌آید. اولین کتاب فلسفی‌ای که وی می‌خواند کتاب کوچکی از روژه گارودی درباره ماتریالیسم است؛ کتابی که آن زمان توسط انتشارات آزاد حزب توده در ایران منتشر شده بود. وی بعدها درباره این کتاب می‌نویسد «بعدها که کتاب‌های لنین و استالین را خواندم فهمیدم که گارودی نمی‌توانست در کمونیسم رسمی مقیم بماند، زیرا تلقی وی با آنچه استالین و لنین درباره دیالکتیک تاریخ نوشته بودند تفاوت آشکار داشت.»

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 3