صفحه اصلی رسانه ها
یادداشت حامد زارع در روزنامه سازندگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

رضا داوری اردکانی: جشن تولد 85 سالگی

سالهاست که رضا داوری ارداکانی می خواند و می نویسد و می اندیشد. همین روزها است که وارد هشتاد و پنج سالگی می شود اما جهد جوانانه او که امروز و پس از پنجاه سال به ایستگاه توسعه نیافتگی رسیده است همچنان تداوم دارد. گذشته از خوش اقبالی ما که می توانیم سربلند باشیم و گردن افراشته از هم عصری خود با یک فیلسوف آینده نگر و دقیق النظر سخن بگوئیم، از خوش وقتی زمانه نیز باید سخن به میان آوریم که امکان ها و امتناع های درونی خویش را از زبان متفکری تاریخی می شنود. داوری اردکانی اگر چه از فارابی تا هایدگر و از همچنین فلسفه اسلامی تا فلسفه آلمانی را در طی طریق پنجاه ساله خود اجتهاد کرده است، اما اینک بیش از آنکه یک فیلسوف ملاسیک نظیر غلامحسین ابراهیمی دینانی باشد، یک مجتهد خبره در علوم اجتماعی ماست. درست به همین دلیل است که بیست سال اخیر بیش از آنکه در کار تمجید عقل مجرد باشد، در کار تمهید شرایط بسط عقلانیت در جامعه بوده است. داوری اردکانی نه همچون سید حسین نصر در میدان جاذبه سنت فروافتاده و تجدد را جادوی سنت فروخته است و نه همچون عبدالکریم سروش چشم بر امکانات سنت فروبسته و خود را به نوگرایی و نوسازی سپرده است. داوری در مسیری راه می پیماید و به عبارت صحیح تر راه می سازد که در آن گذار از وضع کنونی که با مفهوم توسعه نیافتگی آن را شناسایی می کند، امکان سنجی می شود. پرمبرهن است که توسعه نیافتگی به عنوان یکی از مفاهیمی که جای طرحی در فلسفه ندارد و تنها در علوم اجتماعی مدرن تکوین می یابد، خود نشان روشنی از رشد چشمگیر اندیشه داوری در استخلاص از دام فلسفه محض و رصد افق های آینده با ابزار علم جدید است. با این تفاسیر باید او را از یک منظر مصداق بارز نگاه بین الاذهانی به علوم انسانی – و نه علوم اسلامی- و از منظری دیگر تمثال توجه به خویشتن – و نه بازگشت به خویشتن- دانست که با درآویختن با پارادایم های تکراری سنت و تجدد و بن بست ها و کج راهه های ناشی از آن، به ضرورت توسعه می اندیشد و توسعه نیافتگی را زمان آشفته و فضای تاریک جهان معاصر می داند. داوری در میانه دهه نهم خویش صریح تر از هر زمان دیگری می گوید: « اکنون توسعه یک ضرورت است، ضرورت برای ماندن و نجات آینده.»

 
یادداشت بیژن عبدالکریمی در کانال شخصی‌اش مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

تفکر چیست، متفکر کیست؟

عزیزان بسیاری، در مراتب گوناگون، در مقام اندیشمند و متفکر در صحنه حیات اجتماعی ما حضور داشته، چشمان بی‌شماری را به سوی خویش معطوف ساخته‌اند و فضای فکری و فرهنگی جامعه کنونی ما را شکل داده و می‌دهند. عموماً چنین پنداشته می‌شود که معرفت حاصل صرف فعالیت-های منطقی و ذهنی بشر است و درستی نتیجه حاصل کاربرد درست قوای ذهنی و اِعمال صحیح اصول، قواعد و روش های مناسب شناخت، همچون اصول و قواعد منطق یا روش های تجربی است. حتی اگر چنین تلقی‌ای نیز از تفکر در جامعه ما مورد قبول و پذیرش عام باشد امری میمون و مبارک است. اما به نظر می‌رسد در روزگار ما و در جوامعی همچون جامعه ما حقیقت و تفکر نه اموری انکشافی، بلکه اموری تولیدی و قراردادی است و کثرت هوادران و طرفداران یا تعداد فالوور (دنبال‌کنندگان) کانال‌ها و گروه‌های افراد، هم‌سویی و پیروی از فضاهای عمومی و تبعیت از مفروضات مشترک و تردیدناپذیر جامعه و نیز بلندی صدا و خشونت در گفتار و استفاده از انگ‌ها و برچسب‌ها و خودارجاعی، و خویش و باورهای خویشتن را معیارهای حق و باطل دانستن را می‌توان نشانه‌ای از تفکر و حقانیت دانست! اما این همه همان اموری است که هرگز در اندیشه، آثار و سلوک فردی و اجتماعی رضا داوری اردکانی دیده نشده است.

 
یادداشت محمدصادق معتمدی در روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

خط شعر و انديشه

نوشتن براي استادي كه افتخار حضور رسمي و آكادميك در محضرش را نداشتم، دشواري‌هاي خاص خود را دارد. مارتين هايدگر فيلسوف بزرگ آلماني مسير انديشه را كوره راه مي‌داند. در مشرب عرفان، سالك حقيقت بي‌مدد پير و مرشد از ظلمات و گمراهي در امان نخواهد بود. دكتر رضا داوري‌اردكاني بي‌مبالغه و زبان بازي معلم و راهنماي كوره راه انديشيدن است؛ در روزگاري كه هياهوي سياست و غوغاي تكنولوژي آسمان حيات علم و فرهنگ و هنر را غبارآلود ساخته دمي آسودن در سايه مصفاي پير خرد و اخلاق، گوهر و غنيمتي است كه فراچنگ هر رهگذري نشايد.

 
یادداشت حسين كلباسي اشتري در روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

آموزگار زمان

اگر بپرسند از آموزگاران چه بايد آموخت و اساسا آموزگار كيست و سخن او چيست يا چه بايد باشد، ظاهرا پاسخ به اين پرسش‌ها چندان دشوار نمي‌آيد و بي‌درنگ بسيارند كساني كه از مقام تعليم و تعلم و معلمان سخن مي‌گويند و به حرمت علم و عالم معترفند. بسياري از ما معلمان و آموزگاران‌مان را همواره مي‌ستاييم و اثر وجودي آنان را براي خود و ديگران متذكر مي‌شويم و چقدر اين سنت نيكويي است كه افراد و اقوام به سهم آموزگاران واقعي خويش تفطن داشته، غير از آداب معمول و تعارفات و تجليل‌ها، براي همسخني با آنان كوشش كنند. نوشته كوتاه حاضر در مقام تعريف و تمجيد از متفكر بزرگ زمانه ما يعني استاد دكتر رضا داوري اردكاني نيست.

 
یادداشت جواد نوائیان رودسری در روزنامه خراسان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

شارح فرهنگ از دریچه فلسفه

برای کسانی که به فلسفه علاقه‌مند هستند، دکتر رضا داوری اردکانی نامی آشناست. استاد فلسفه‌ای که ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران را برعهده دارد و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است.فیلسوفی با بیش از 50 جلد کتاب و صدها عنوان مقاله در مجلات داخلی و خارجی و استادی که تفکرات و یادداشت‌هایش، مرزهای سرزمین مادری او را درنوردیده و باعث شده است که بسیاری از مجامع علمی بین‌المللی، به عضویت افتخاری وی مباهات کنند. دکتر داوری اردکانی، سال‌ها در کسوت معلم و استاد دانشگاه، فعالیت کرده است و نقش مهمی در تربیت اندیشمندان جوان این مرز و بوم دارد.

 
یادداشت رضا سلیمان حشمت در روزنامه اطلاعات مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

جایزه‌ای به نام سالکی نامور در راه تفکر

در کشور ما چند سالی است که مطابق با شیوه‌ها و آداب مرسوم در مراکز علمی وپژوهشی و دانشگاه‌های جهان امروز باب آن گشوده آمده که جایزه‌ای را به نام یکی از بزرگان وسر آمدان در هر رشته از دانش‌ها وعلوم اختصاص می‌دهند تا آن را به پژوهشگران جوان و شایسته‌ی رشته‌های مربوطه در دوره‌های زمانی معین مثلاً هر یک سال اهدا کنند این آداب محمود و شیوه‌ی پسندیده را صلاح و فایده‌ای دوسویه و دوجانبه مطمح نظر است. از سویی گرامی‌داشت و بزرگداشتی محسوب می‌شود از عالم و دانشمند و پژوهشگری نامور زنده یا احیاناً فقید ـ که بحق گفته‌اند تجلیل از مقام عالم تجلیل از مقام علم است و چه مایه در روزگار ما که گویی همه چیز به کالا و مصرف آن بدل گشته تذکر به مقام منیع و رفیع عالمان و نگا‌ه‌داشت ایشان لازم‌تر می‌نماید ـ و از سوی دیگر تشویق پژوهشگران و محققان جوان و مستعد است تا دشواری‌ها و زحمات پژوهشی اصیل را برخود هموار سازند و می‌دانیم که بویژه امروزه علم و دانش جز با تحقیقات و پژوهش‌های جدید و نو حیات و سرزندگی و نشاط و رونق نمی‌یابد و دیگر صرف فضل و دانشوری کارساز و رهگشا نتواند بود .

 
یادداشت محمد جواد صافیان در روزنامه ایران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

به بهانه اهداء جایزه دکتر داوری اردکانی

باوجود اشتیاق وسیع جوانان ایرانی اعم از دختران و پسران به ادامه تحصیل در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی، آزاد وغیرانتفاعی و گذراندن سطوح تحصیلی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری در همه رشته‌ها از پزشکی و مهندسی و علوم پایه و علوم انسانی و هنر و تحمل مرارت های زیاد جهت قبولی در کنکور‌های مختلف که به جای خود تحسین برانگیز و درخور ستایش است، اما پرسش‌هایی نیز از طرفی در خصوص انگیزه سعی وافر و تلاش وسیع داوطلبان برای تحصیل در دانشگاه‌ها و از سوی دیگر در خصوص نظام حاکم بر آموزش عالی کشور (فعلاً به آموزش و پرورش ابتدایی و متوسطه کاری نداریم) و نقیصه‌ها ، آسیب‌ها و ضعف‌ها و البته قوت‌های آن مطرح است.

 

 
جشن نامه میلاد هشت و پنج سالگی رضا داوری اردکانی/ 1 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

متفکر فلسفه و فرهنگ

غلامرضا اعوانی: جناب دکتر داوری از شخصیت‌های بسیار مهم فرهنگی و فلسفی ایران در دوره معاصر هستند. سخن گفتن از فیلسوف و متفکر، آن هم متفکری بزرگ چون دکتر داوری در الفاظی اندک امری به غایت دشوار است و مصداق ریختن آب دریا در کوزه است. او فیلسوفی است که زندگی و آراء و افکارش ابعاد و ساحتهای مختلفی دارد که هر یک از آنها نیازمند بحث و ژرف کاوی و تأمل است و هر یک نوشتن یک یا چند کتاب را اقتضاء می‌کند که مسلما این مقدمه گنجایش آن را ندارد. بهتر آن است که به نحو مختصر به این پرسش پاسخ دهیم که چرا عنوان فیلسوف فرهنگ را برای دکتر داوری برگزیده ام؟!

 
جشن نامه میلاد هشت و پنج سالگی رضا داوری اردکانی/ 2 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

پرورش چند نسل فلسفه

شهین اعوانی: همه ما بارها و بارها عباراتی را كه می‌خواهم خدمتتان ارائه كنم، در حال و هوای مختلف از استاد شنیده‌ایم. نمی‌خواستم فقط به شنیده بسنده كنم و به کمک حافظه مطلب را نقل کنم، لذا به دنبال جای پای این جملات در آثار استاد گشتم. مضمون آن در همه نوشته‌هایش بود ولی عین آنچه كه از ایشان شنیده بودم، نبود تا اینكه عبارات را در بخشی با عنوان «چرا فلسفه می‌آموزیم» در كتاب فلسفه معاصر ایران یافتم: «اگر از من به عنوان دانشجوی فلسفه بپرسند كه چرا فلسفه خوانده‌ام و بخواهم از موضع شخصی به این پرسش پاسخ بدهم، می‌گویم كه از این بابت خدا را شكر می‌كنم و اگر می‌شد كه دوباره جوانی را از سر گیرم، باز هم فلسفه می‌خواندم. نمی‌گویم از همه گذشته خود راضی‌ام و یا هرچه كرده‌ام به‌جا و درست بوده است، اما من از این كه فلسفه خوانده‌ام خشنودم و اگر فلسفه نمی‌خواندم نمی‌دانستم كه چه می‌كردم و چه برسرم می‌آمد... فلسفه هم پناهگاه بوده و هم درها را قابل تحمل كرده است.»

 
جشن نامه میلاد هشت و پنج سالگی رضا داوری اردکانی/ 3 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

پرسشگر دردمند روزگار ما

محمد رجبی: تا آنجا که خوانده و شنیده و در زمانه خود دیده ام، اغلب کسانی که به فلسفه روی آورده اند یا از سر کنجکاوی بوده و یا غرور آنها با فراگیری مباحث مشکل فلسفه ارضاء می شده است. برخی آن را وسیله تشخص و تفاخر در برابر دیگران می پنداشته اند و بعضی هم صرفا تشخص و تفاخر در برابر دیگران می پنداشته اند و بعضی هم صرفا میراث مرحوم والد را حفظ کرده اند، چه در حوزه های علمیه قدیم و جدید خودمان و چه در دانشگاه های جدیدالتأسیس پس از مشروطه تاکنون، از میان صدها نفری که استاد شدند و قلم زدند، چند نفر صاحب رأی حکیمانه داشته و داریم که برای دردمندان اهل عمل که هیچ، دست کم برای اهل نظر مشکل گشا باشند.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 5