صفحه اصلی بازتاب ما ملتفت قضيه نيستيم! يادداشت محسن آزموده درباره دكتر رضا داوري اردكاني
ما ملتفت قضيه نيستيم! يادداشت محسن آزموده درباره دكتر رضا داوري اردكاني مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 29 تیر 1399 ساعت 08:35

به راستي پويايي و جويايي و به‌روز بودن
دكتر رضا داوري اردكاني، در آستانه هشتاد و هفت سالگي
شگفت‌آور و رشك‌برانگيز است

 

گفت وگو هنوز به صورت رسمي شروع نشده و حرف هاي خودماني مطرح مي شود. به گرمي از ما استقبال كرده، امري كه از اساتيدي در سن و سال او، انتظار نمي رود. درباره وضعيت روزگار مي پرسيم و مثل همه صحبت هاي اين روزها، بحث به كرونا كشيده مي شود. درباره كرونا بسياري از اهل نظر ايراني به صورت سخنراني يا گفت وگو، مطالبي را بيان كرده اند، اما در ميان انديشمندان تراز اول ايراني، شايد تنها كسي است كه به صورت مستقل و مكتوب متني شسته رفته و مفصل در اين باره نوشته و در آن كوشيده، پيامدها و عواقب اپيدمي كرونا و پيامدهاي آن را در يك دستگاه فكري مشخص تبيين كند، نوشتاري كه حتي اگر با رويكرد فكري اش هم موافق نباشيم، بايد قلم شيوا و روان گويايش را تحسين كرد. به راستي پويايي و جويايي و به روز بودن دكتر رضا داوري اردكاني، در آستانه هشتاد و هفت سالگي، شگفت آور و رشك برانگيز است. آخرين مطالب و اظهارنظرهاي انديشمندان جهاني درباره كرونا را خوانده و با آنها آشناست، از ژيژك و آگامبن گرفته تا بديو و ديگران، همه را با جزييات دنبال كرده و مي داند و درباره شان نظر دارد. حتي با ديدگاه هاي بيونگ-چول هال، فيلسوف معاصر كره اي در اين زمينه آشناست، انديشمندي كه با عرض پوزش و شرمندگي، به عنوان روزنامه نگار انديشه، تنها اسمش را شنيده بودم و زماني كه او اشاره مي كند، مي گويم به اسمش در مطلبي از ژيژك برخورده ام.

دكتر داوري توضيح مي دهد: <<ژيژك از آن جهت به هال نزديك است كه هر دو ماركسيست هستند، اما ماركسيست هاي عجيبي هستند. هال ماركسيستي است كه ضدكمونيست شديد است، هال ماركسيست هيدگري است، اما ژيژك ماركسيست ضدهيدگر است.>>  به باور او كرونا واقعه مهمي است و تاكيد مي كند: <<ما اصلا ملتفت قضيه نيستيم!>> در بحث از همان كرونا، مباحثي را مطرح مي كند كه هر يك ارزش تحقيقات و تاملات فراوان دارد. مثلا در بحث از پيامدهاي كرونا، مي گويد: <<من وجود انسان را سه بخش مي كنم: خودآگاه و ناخودآگاه و چيزي ميان اين دو. سنت و فرهنگ در خودآگاه ما تحقق يافته است، ما در خودآگاه مسلمان هستيم، بدون اينكه تظاهر داشته باشيم، اما اين بخش كوچكي از زندگي ماست، ديگري ناخودآگاه است كه به ما چيزي را ياد نمي دهد و حتي <<بدان و عمل كن>> نيست، بلكه <<عمل كن>> صرف است. فضاي مجازي چنين است، به ما فرصت فكر كردن نمي دهد، تنها معين مي كند كه چه بايد كرد. اما تا 50 سال پيش چيز ديگري بود كه اگر نمي دانستي، نمي توانستي عمل كني! مدرنيته چنين است>>... گفتار دكتر به مناسبتي به حاشيه كشيده مي شود و ادامه نمي يابد، اما تا جايي كه با ديدگاه هاي او آشنا هستم، ادامه اش مي تواند چنين باشد كه اكنون مدرن بودن، ديگر نيازمند دانستن و آگاهي به آن نيست و در روزگار ما همه ذيل مدرنيته فكر و عمل مي كنيم، بدانيم و آگاه باشيم يا خير! رضا داوري اردكاني را مثل هر فيلسوف و انديشمند ديگري مي توان دوست داشت يا نه، مي توان با او هم نظر بود يا خير، مي توان درباره عمكرد سياسي و اجتماعي اش هر ديدگاهي داشت و در سال هاي حضورش در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اظهارنظر كرد. نگارنده به عنوان يك نوآموز فلسفه، با انديشه هاي فلسفي او هم نظر نيست. اما نمي تواند انكار كند كه او اهل تفكر و ژرف انديش است و هر موضوع روزمره اي را به دستمايه اي براي تامل و تعمق تبديل مي كند، متفكري كه پيرانه سر كماكان مي خواند، مي انديشد، سخنراني مي كند، مصاحبه مي كند و با مطبوعات و رسانه ها گفت وگو مي كند .

 

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی