صفحه اصلی بازتاب یادداشت سجاد صداقت در روزنامه فرهیختگان
یادداشت سجاد صداقت در روزنامه فرهیختگان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 07 آذر 1394 ساعت 09:07

برنامه‌ریزی برای علم

«یادداشت شماره گذشته درباره فرهنگستان و آینده‌اش مورد لطف عده‌ای از همکاران قرار گرفته و بعضی پرسش‌ها و اشکال‌ها نیز مطرح شده است.» این جملات ابتدایی رضا داوری‌اردکانی در سرمقاله شماره پنجاه و پنجم نشریه فرهنگستان علوم است که آذر 1394 منتشر شده است. اما این جملات همان‌گونه که داوری به آن اشاره می‌کند، واکنش به نقدهایی است که درباره سرمقاله این فیلسوف ایرانی در شماره پنجاه و چهارم این نشریه در شهریور 1394 ابراز شده بود. داوری در آن مقاله که با عنوان «فرهنگستان علوم و آینده‌اش» منتشر شده، به بحث‌های مهمی پیرامون فرهنگستان علوم ‌پرداخته و اکنون و در شماره تازه این نشریه نیز سعی کرده هر چه بیشتر نظرش را تبیین کند؛ نظری که نه‌تنها برای آینده فرهنگستان علوم، بلکه برای آینده بسیاری از نهادهای علمی امروز ایران و به‌طور کلی علم در کشور  ضرورت دارد. اما داستان از کجا آغاز شد؟

تجمیع فرهنگستان‌ها

«اگر از ما بپرسند فرهنگستان علوم تا چه حد در ادای وظایف خود موفق بوده و چه کارهایی می‌توانسته است، بکند که تاکنون نکرده است و هم‌اکنون چه می‌تواند بکند، چه پاسخ می‌دهیم؟» این اولین سوالی بود که رضا داوری‌اردکانی در سرمقاله شماره 54 نشریه فرهنگستان علوم و در ذیل بحث از این نهاد و آینده‌اش، مطرح کرده است. او در پایان آن مقاله به پیشنهادی می‌رسید که گویا در طول دو ماه گذشته به دلایلی باز هم هیچ وقعی به آن نهاده نشده است؛ پیشنهادی که داوری آن را «پیشنهادی عملی» نامیده بود: «ما اکنون چهار فرهنگستان دولتی داریم. چرا این چهار فرهنگستان یکی نباشد... تجربه خوب فرهنگستان علوم را در نظر بگیریم که استادان رشته‌های مختلف علم با هم می‌نشینند و تبادل‌نظر می‌کنند، چرا این دانشمندان با پزشکان و اهل هنر و زبان و ادب همنشین نشوند. کشور مخصوصا به گفت‌وگو میان اهل علم و ادب و فرهنگ و هنر نیاز دارد، پس چرا چهار فرهنگستان یکی نشود.»

جست‌وجوی وضع بهتر

اما داوری در شماره جدید نشریه فرهنگستان علوم از پیشنهادهای تازه‌ای رونمایی می‌کند. او در یادداشت این شماره با اشاره به «پرسش‌ها و اشکال‌ها»یی که درباره مقاله «فرهنگستان علوم و آینده اش» مطرح شده، اشاره می‌کند که «اگر کسی همه عمر با علم و کتاب به سر برده و به جایی که می‌خواسته نرسیده باشد، درصدد برآید ببیند موانع راه چه بوده است و چگونه می‌توان آن موانع را برداشت؛ ربطی به بدبینی و خوش‌بینی ندارد. » او باز هم به این نکته اشاره می‌کند که باید به آینده نگاهی متفاوت داشت و در این باره می‌نویسد: «راه آینده هرگز هموار و آسان نیست و اگر کسی از مشکلات بگوید و به فکر هموار کردن راه و فراهم کردن توشه کافی برای رهروان باشد، بدبینی نیست.»

پیشنهادهای تازه

با این گفته‌هاست که داوری وارد مقوله مهمی می‌شود که همان پاسخ به این پرسش است که وظیفه فرهنگستان و اعضای آن چیست؟ او در پاسخ به این پرسش چنین می‌نویسد: «وقتی یک دانشمند به اعتبارو شأن دانشمندی‌اش به عضویت فرهنگستان پذیرفته شده است، از دانشگاه به فرهنگستان نیامده است که صرفا کار دانشگاهی‌اش را ادامه دهد.» او بحث را چنین پی می‌گیرد: «مطلب این‌ است که فرهنگستان وظیفه بررسی و تحلیل علمی و فنی و آموزشی و پژوهشی کشور و ارائه پیشنهاد را پذیرفته است و اگر نمی‌تواند و نباید این وظیفه را انجام دهد باید آن را اعلام کند و اگر می‌خواهد و می‌پذیرد که انجام دهد، باید راه آن را بیابد و وسایل پیمودن راه نیز فراهم شود.» داوری معتقد است که وظیفه اصلی فرهنگستان در این دو جمله خلاصه می‌شود: «فرهنگستان وظیفه دارد که گزارش دقیقی از وضع علم کشور و پیشرفت‌ها و موانع پیشرفتش فراهم کند و در بند این نباشد که سخنش را می‌شنوند یا نمی‌شنوند. اگر حرفی دارد بگوید و مطمئن باشد که سخن راهنما و کارساز به خاک نمی‌افتد.»

***

او در پایان بحث خویش از ضرورتی سخن می‌گوید که تاکنون در جامعه علمی کشور کمتر به آن توجه شده یا اگر این توجه وجود داشته، به آن عمل نشده است: «در هر صورت علم کشور به برنامه و برنامه‌ریزی نیاز دارد. به نظر نمی‌رسد در کشور هیچ مرکز علمی‌ای به اندازه فرهنگستان، شرایط و امکان‌های علمی و عملی برای تدوین برنامه علم و آموزش و پژوهش وجود داشته باشد.» راهکار داوری برای حل این مشکل، راهی است که بحث را به نهادهایی فراتر از فرهنگستان علوم می‌کشاند، هر چند گزارش این برنامه‌ریزی با فرهنگستان خواهد بود: «اگر کسانی که دبستان و دبیرستان و دانشگاه را به نحوی می‌شناسند و عمر خود را در مدرسه و دانشگاه گذرانده‌اند، نگاه تجربی (و مراد من اینجا از نگاه تجربی نگاه پدیدارشناختی است) به آموزش و پژوهش موجود بیندازند، می‌توانند نه‌فقط وضع کنونی علم، بلکه کارکرد و راه و جهت سیر آن را نیز بازشناسند و براساس این بازشناسی است که برنامه علم کشور تدوین و اجرا می‌شود.»

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی