صفحه اصلی جستار علم و اخلاق
علم و اخلاق مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

نسبت ميان علم و اخلاق را از وجهه نظرهاي مختلف مي توان بررسي كرد.

1- علم بصورتي كه در كتابها و گزارش هاي پژوهشي آمده است ربطي به اخلاق ندارد و با آن اشتباه نمي شود. بعبارت ديگر زبان علم و احكام علمي همه از سنخ احكام خبري است و مي توان آنها را تصديق يا تكذيب كرد اما احكام اخلاقي احكام انشائي است و اين احكام به صفت درست يا نادرست متصف نمي شوند بنابراين نمي توان بر مبناي علم يك سيستم و نظام اخلاقي بنا كرد.

2- علم تابع روش است و روش قواعد و دستورهايي است كه پژوهشگر براي رسيدن به نتيجه (كه معمولاً پس از اتمام پژوهش و اثبات، نام حقيقت به آن داده مي شود) از آن پيروي مي كند. پس در واقع پژوهش سير در راهي است كه با پيروي از قواعد روشن پيموده مي شود يا شايد درست تر اين باشد كه بگوئيم علم پيروي از روش است اما دستورها و روش علمي خبري نيستند. پژوهشگر در راهي كه مي پيمايد بايد صبور و امين و رازدار و مستعد قبول هر نتيجه اي باشد كه پژوهش به آن منتج مي شود. مختصر بگوئيم پژوهشگر خدمتگزار حقيقت است و براي حقيقت تلاش مي كند. آيا اين خدمت و تلاش اخلاقي نيست؟ مگر شخص اخلاقي كيست و چه مي كند؟ شخص اخلاقي وابسته و تابع والاترين ارزشهاست و براي تحقق آن ارزشها تلاش مي كند. آيا كسي كه براي تحقق حقيقت (كه والاترين ارزش ها است) مي كوشد، كاري اخلاقي انجام نمي دهد؟ كار دانشمند از آن جهت كه ناظر به حقيقت و براي وصول به آنست حتي اگر يك فعل اخلاقي به معني متداول لفظ به حساب نيايد واجد شأن و ارزش اخلاقي است.

3- يكبار به علم به اعتبار زبان آن نظر كرديم و ديديم كه زبان علم غير از زبان اخلاق است و به اين جهت از يكي به ديگري راه نمي توان برد اما وقتي به تلقي دانشمند از كار علمي نظر كرديم ديديم كه دانشمند اخلاق خاص خود دارد و نمي تواند بر خلاف رسوم و قواعدي كه براي پژوهش علمي مقرر شده است عمل كند اما نگاه سومي نيز مي توان به نسبت ميان دانش و دانشمند و جهان دانش انداخت. قواعد و قوانين علم خشك و سخت و انعطاف ناپذير است و كساني كه با دانش سروكار پيوسته ندارند حق دخالت در كار علم را ندارند و بايد در برابر آن خاضع باشند. علم از اين جهت نوعي زهد است و صاحبان اين زهد دانشمندانند كه عمر را در خدمت علم مي گذرانند اما از سوي ديگر علم قدرت است و با آن جهان مسخر مي شود و عالمي قوام مي يابد كه سازمان و نظام خاص دارد و اخلاق آن نيز نمي تواند مستقل از نظام علمي ـ تكنيكي باشد.

4- من اين سخن ارنست رنان را در پاسخ به رومن رولان هرگز از ياد نمي برم كه وقتي نويسنده بزرگ فرانسه بعضي مطالب كتاب “آينده علم” را منافي با اميدهاي بشر ديده بود به او گفته بود كه “اميدهاي بشر مهم نيست. بگذار علم پيشرفت كند”. البته در پاسخ ارنست رنان اخلاق نفي نمي شود بلكه پيشرفت علم جاي اخلاق را مي گيرد. شايد اكنون معلوم شده باشد كه پندار ارنست رنان بفرض اينكه متحقق مي شد از دشواريهاي جهان نمي كاست بلكه شايد مشكل را پيچيده تر مي كرد. در سخنان ديگري هم كه در باب علم و اخلاق تاكنون گفته اند دوباره بايد تأمل كرد. مهم اينست كه ما يكبار ديگر بجد بصرافت افتاده ايم كه درباره نسبت ميان علم و اخلاق بينديشيم. احساس اين نياز يك حادثه مهم در تاريخ تفكر معاصر است.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی