صفحه اصلی جستار چرا ابن‌سينا در سياست اثر مستقلي ندارد؟
چرا ابن‌سينا در سياست اثر مستقلي ندارد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

معناي اين پرسش اين نيست كه ابن‌سينا در سياست نظر نداشته است. اما در مقايسه با فارابي که توجّه خاص به سیاست و علم مدنی داشته است، او كتاب مستقلي در سياست تصنیف نکرده است. البته بعضی پژوهندگان این امر را دلیل بی اعتنایی شیخ به سیاست نمی دانند. قدری نظرها را بررسی کنیم.

يكي از فيلسوفان غربي كه در كار فيلسوفان ما نظر كرده و نظر او شایسته تأمّل است، لئواشتراوس است، كه او را اکنون به عنوان معلم نئوكنسرواتيوها در آمریکا مي‌شناسند.

او درباره فلسفه ما نظرهای خاصّ و احیاناً عجیب دارد. يكي از چيزهايي كه اشتراوس در آثار فیلسوفان اسلامی یافته، ازوتريسم است؛ ازوتريسم يعني پنهان نويسي و پوشيده نويسي. آثار ارسطو به دو دسته ازوتريك و اگزوتريك تقسيم مي‌شود، ازوتريك يادداشت‌هاي درسي ارسطو براي شاگردان است و وجه امتيازش از آثار اگزوتريك يعني آثاري كه ارسطو آنها را به قلم خود نوشته، اين بوده است كه آثار اگزوتريك براي همه بوده و همگان كمابيش مطالب آن را درک می کرده اند.

آثار ازوتريك يادداشت‌هاي کوتاه درس لوکائون است. به اين جهت است هنوز هم في‌المثل مطالب كتاب متافيزيك و به خصوص كتاب فيزيك بدون حواشي و توضيحات قابل فهم نيست. اگر مي‌بينيد نابغه‌اي مثل ابن‌سينا كه هر كتابي را يكبار مي‌خوانده تمام مطالبش را درک مي‌كرده است، چهل بار مابعدالطبيعه را خوانده و نفهميده است، دو وجه برای آن می توان تصوّر کرد. وجه اولش ترجمه است. ترجمه اوائل ترجمه‌اي نيست كه جا افتاده باشد. ترجمه اوائل معمولاً با زبان بيگانه است تا اینکه زبان به تدریج يك علمي را فرا‌گيرد. زباني كه فلسفه نمی داند، ترجمه فلسفه بر آن زبان قهراً نارسا و نامفهوم است.

 

يادداشت های درس ارسطو اگر بهمان صورت اصلی به دست كسي بيفتد، به دشواری مي‌تواند از آن چيزي بفهمد. ازوتريك یادداشت های درس های ارسطو در لوکائون است.

ولي وقتي اشتراوس مي‌گويد: كه فيلسوفان اسلامي پنهان نويسي مي‌كردند، مرادش چیز دیگری است. بنظر اشتراوس فیلسوفان مسلمان به عمد مقصود خود را نمي‌گفتند. در فلسفه امروز مخصوصاً در هرمنوتيك و در پديدار شناسي خيلي راجع به اين مطالب بحث مي‌شود که آيا فيلسوف در آثار خود مقصود شخص خود را بيان كرده است و به عبارت دیگر آيا هر كتاب فلسفي متضمن مقاصد فيلسوف است؟ يا اینکه خواننده متن را مي‌خواند و آن را در زمان درک می کند. چنانكه مي‌دانيد در ادبيات، در نقد ادبي، در فلسفه امروز مرگ نویسنده و مؤلف قول مشهوری شده است.

در مقام توضیح مي‌توان گفت كه معنا در متن پوشيده است و در متن ظاهر مي‌شود، اما مراد لئواشتراوس اینست كه فلاسفه اسلامي مخصوصاً مقصود را پنهان مي‌كردند تا مخالفان مقصود آنان را درنیابند و مانع کار و راهشان نشوند.

ما در اشارات مي‌بينيم كه شيخ‌الرئيس به صراحت گفته است: كسي كه مطالب اين كتاب را مي‌فهمد، آن را به نااهل نگويد. نظائر اين سخن‌ها را در آثار فيلسوفان ديگر هم مي‌توانيم بیابیم. اين گفته ها مي‌تواند مستند لئواشتراوس باشد، ولي چرا آنها را ناظر به دشواری مطلب ندانیم یا نگوئیم كه فلسفه است و فلسفه را اهل فلسفه در می یابند یعنی هر علمي مال اهل آن علم است و به نااهل نبايد گفته شود. اما اين كه فلسفه چيز خطرناكي است و همه نبايد آن را بفهمند، مطلبي متفاوت است.

وقتي كتاب‌هاي ابن‌سينا را مي‌بينيم و طبقه‌بندي مي‌كنيم، كتاب شفا مفصل است. شیخ الرئیس در مقدمه منطق‌المشرقين اشاراتی دارد كه حيرت‌آور است. او گفته است: من شفا را براي مشائيان و بر وفق مشرب ایشان نوشتم. او مشائیان را مردمی قشري و متعصّب خوانده است. حتی مدّعی شده است که کتاب شفا بيش از حد فهم آنهاست ولی باز تأکید کرده است که به جز در جاهايي كه طاقت نیاورده، مخالفت با رأي قوم نكرده است. آيا اینها را از ابن‌سينا قبول كنيم؟ ما هزار سال كتاب شفا خوانديم. هزار سال كتاب شفا در دارالعلم های ما تدريس شده است. كتاب شفا مشتمل بر 18 مجلد است. با کتاب های خطابه و جدل و برهان و شعر و الهیات و طبیعیات و . . . چه بايد كرد؟ البته مطالب كتاب اشارات در سه يا  لااقل دو نمط آخر آن با شفا فرق دارد. ابن سینا حتی علاوه بر آثار استدلالی و بحثی، داستان‌هاي رمزي نوشت و در آن داستان ها چيزهايي را آورد كه بعد در حكمت اشراقی سهروردي (و نه در كتاب حكمت الاشراق) تفصيل پيدا كرد. آیا می توان نوشته های رمزی را آثاری دانست که در آنها مقاصد نویسندگان بنا بر ملاحظات خاصّ پوشیده شده است؟ اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، آثار رمزی و تمثیلی بی اهمیت یا کم اهمیت می شوند. از اینها که بگذریم باید ببینیم فلاسفه چه داشته اند که می بایست آن را پنهان نگاه دارند و آيا ابن‌سينا چيزي براي پنهان كردن داشته است؟ او خود گفته است: ما در مقابل نص نمي‌توانيم اجتهاد كنيم و در مقدمه حکمت-المشرقین که در قیاس با مقدمه‌هايي كه معمولاً متقدمان بر كتاب‌هاي خود مي‌نوشتند، مفصّل است، به صراحت اين معنا را بيان كرده است و سپس فصول و مطالب كتاب را ذكر كرده و گفته است كه در اين كتاب چيزهايي مي‌نويسد كه تاکنون ننوشته و فصولي را مي‌آورد كه در آنها اختلاف بوده است و تصریح می کند که از ذکر فصولي كه در آنها اختلاف نيست، خودداری می کند، يعني مطالب رياضيات را ديگر در اين كتاب نمي‌آورد زيرا كه نظر تازه‌اي درباره نظر رياضيات ندارد اما در مباحث ديگر نظر متفاوت دارد و در باب سياست و حكمت عملي نیز قدري مطلب را توضیح داده است. چنان كه مي‌دانيد، فارابي بدون اين‌كه تعبیر علم عملي را بیاورد، آن را در دو علم یعنی در اخلاق و در سياست مدن يا علم مدني خلاصه کرد. در فلسفه فارابی تدبير منزل تقريباً حذف شده بود. نمی گویم که ابن‌سينا تدبير منزل را تجديد كرده است. او علم حكمت عملي را چهار قسم دانسته است و حتی به تفكيك حيات خصوصي از حيات عمومي نظر داشته است كه يكي از مسائل دوره جدید است.

در مقدمه حكمت‌المشرقين، ابن‌سينا بعد از اين‌كه به صراحت، مشائي بودن خود را انكار مي‌كند، توضيحاتي راجع به علوم مي‌دهد و علوم را طبقه‌بندي مي‌كند. طبقه‌بندي مشهور ارسطو، طبقه‌بندي سه تايي‌ است. علم ابتدا به نظری و عملی و شعری تقسیم می شود و سپس هریک از این سه قسم باز به سه قسم تقسیم می شوند اما ابن سینا همه اينها را چهار قسم مي‌كند. بايد در باب اهمیت این تقسيم‌بندي فكر كرد. شايد این معنی در ظاهر براي ما مسئله چندان مهمي نباشد. در این تقسیم-بندی شيخ درباره الهيات به معناي اعم مطلبي به علم و تقسيم بندي قبلی علوم اضافه نکرده است اما آنچه در باب علم عملي گفته، بيشتر قابل تأمل است. علم عملي را چهار قسم كرده است: اخلاق، تدبير منزل و سياست مدن كه اين سه علم در تقسیم بندی متقدمان نیز آمده است اما ابن سینا علم دیگری را بر این علوم می افزاید و آن علم ناموس یا علم تقنين و علم تفريع شرايع است. ابن سینا اين علم را بر علوم عملی می افزاید و همان ‌جا توضيح می دهد كه تقنين از آن خداست. او اجرا و تقنين را از هم جدا كرده است. تا اینجا لزومي براي پوشاندن مطالب نمی بینیم. چرا بايستي اين مطالب به صورت پنهاني گفته بشود؟ جامعه آن روز اگر می توانست سخن فارابي را بپذیرد، به طریق اولی پذيراي چنين سخني هم بود.

اگر تحليل لئواشتراوس را بپذيريم كه براي من پذيرفتنش قدري دشوار است، البته به یک اعتبار لئواشتراوس حق دارد بگويد كه فيلسوفان اسلامي پنهان نويسي مي‌كردند. لئواشتراوس يهودي است، نمي‌دانم چقدر به شريعت يهود پايبند است اما علائق خود را به تاریخ فلسفه یهودی و اسلامی پنهان نمی کند و پیداست که وقتي به فلسفه اسلامي توجه مي‌كند، بیشتر به موسي‌بن ميمون نظر دارد.

اشتراوس شاید کار فیلسوفان اسلامی را با کار موسی بن میمون قیاس می کرده است. می دانیم که موسي‌بن ميمون پنهان كاري مي‌كرده است چنانکه مثلاً كتابش را به خط عبري و به زبان عربي می-نوشته است که اگر يهودي بخواهد بخواند، نفهمد و عرب نتواند آن را بخواند، يعني بیان را از هر دو دريغ داشته باشد. البته موسي‌بن ميمون در اثر مشهورش دلالت الحائرین، چنان ظرافتي به خرج داده است که کتابش به پلی میان عالم اسلام و اروپا مبدّل شده است. نکته مهمی که لئواشتراوس راجع به ابن ميمون مي‌گويد و او را با توماس آكويناس مقايسه مي‌كند اين است كه ابن ميمون مي‌بايست در دادگاه شرع از فلسفه دفاع كند و این درست بر عكس كاري است كه توماس مي‌بايستي بكند. توماس مي‌بايست در دادگاه فلسفه از الهيات كلام مسيحي و از شرع دفاع کند. اين قول قدري رنگ غربي یا رنگ خودبنیادی غربی دارد. چيزي كه از لئواشتراوس هم کمتر انتظار مي‌رود. او در واقع مي‌گويد: تاريخ غربي هميشه تاريخ عقلي بوده و مسيحيت كه مي‌آيد، بايد در مقابل عقل غربي خود را توجيه كند و در مقابل، تاريخ شرق، تاريخ شریعت بوده و اگر عقل وارد آن می شده است، می بایست خود را توجيه كند. اگر چنين چيزي درست باشد ممكن است فکر کنیم که در سير اندیشه سیاسی از فارابي تا ابن‌سينا، سياست شرعي‌تر مي‌شود. ابن‌سينا سياست را در مبحث نبوت مطرح کرده است اما این سیر ربطی به محاکمه عقل در دیوان شرع ندارد و شاید درست آن باشد که بگوئیم ابن‌سينا آغازگر رجوع به قرآن و روايات است تا يك تفسير عقلي از دين فراهم آورد.

ابن‌سينا كمتر از کلمات اولياء دين نقل می کرد، اما گاهي چيزهايي گفته است كه عين کلمات نهج البلاغه است. نکته ای كه راجع به عابد و زاهد و عارف در نمط نهم آمده عين مطلبي است كه در نهج البلاغه آمده است. در عيون‌الحكمه وقتی اركان و امور مهم و وظايف مهم سياسي را بيان مي‌كند، گويي كه ابتداي نامه مولا علي (ع) به مالك اشتر را ترجمه كرده است. نامه را تا آنجا که در خاطرم هست مي‌خوانم و بعد تقسيم بندي ابن‌سينا را عرض مي‌‌كنم.

در مقدمه نامه آمده است: «هذا ما امر به عبدالله علیٌ امیرالمؤمنین مالک بن الحارث الاشتر النخعی حين ولّان مصر جبايت خراجها و جهاد عدوها و عمارت بلادها و استصلاح اهلها»، شما حتی در سياست يونانيان كه بسيار مطالب گرانبها دارد اين نکات را نمي‌بينيد، يعني وظيفه حكومت به اين ترتيب خلاصه نشده است. شيخ در عيون الحكمه فرموده است اركان حكومت اينهاست. عُده، نظام جنگ و صلح، آباداني مدينه، تفريع شرايع و وضع مصالح. به نظر مي‌رسد كه اين همان باشد که در مقدمه نامه مولی به مالک اشتر آمده است. اگر اتفاقي هم باشد اتفاق مهمي است.

آيا ابن‌سينا به سياستي يا به طور كلي به فلسفه‌اي فكر مي‌كرده است كه شاگردان و اخلاف او آن را درك نكردند و ما هم امروز آن را نمي‌شناسيم؟ اگر چنین است اين پنهان نويسي چه حاصلي داشته است؟ اين پنهان نويسي چرا بايد وجود داشته باشد؟ آیا ما امروز فهميده ایم كه بين السطور كتاب اشارات ابن‌سينا و قسمت بازمانده منطق‌المشرقين و كتاب‌هاي ديگر ابن‌سينا به خصوص مقاصد فیلسوف در داستان‌هاي رمزي چه بوده است و می توانیم فهم و درک خود را تفصيل بدهيم و از استاد حكيم خودمان درس های تازه بياموزيم؟

اگر بپرسند كه امروز از ابن‌سينا چه مي‌توان آموخت مانعی ندارد که دنبال چیزهایی بگردیم که ابن سینا می خواسته است بگوید و آنها را نگفته یا مجمل گذاشته است اما چیزهای دیگری هم هست که در مورد ابن سینا می توان گفت و شاید تاکنون گفته نشده باشد. بر طبق یکی از اشارات هگل: «زبان فلسفه ياد مي‌گيرد یا فلسفه با زبان آشنا می شود.» ابن‌سينا كمك كرد كه زبان عربي فلسفه بیاموزد و البته او خود از فارابي كمك گرفته بود. فارابي در شرح مابعدالطبيعه قدري عربي به فلسفه آموخته بود یا زبان عربي قدري با فلسفه آشنا شده بود و ابن‌سينا توانست مقاصد كتاب ارسطو را درك كند و این کاری است كه قدرش پيش ما چندان معلوم نيست و شايد اهل دستور هر زبان قدر آن را بیشتر دانسته‌اند چرا كه از چهل، پنجاه سال پيش نويسندگان دستور زبان فارسي لااقل اصطلاحات دانشنامه علايي را استخراج كرده و در دستور زبان فارسي به كار برده اند.

كار بزرگ دیگري كه ابن‌سينا كرد و بعد اخلاف او به خصوص سهروردي آن را ادامه دادند اين بود كه زبان فارسي را مستعد درك فلسفه كرد. اين كار عظيمي است كه با ميزان‌هاي معمولي سنجيده نمي‌شود. نوشتن فلسفه به زبان فارسی در بسط فلسفه و فهم و درك فلسفه در كشور ما و در زبان فارسي بسيار موثر بوده و هنوز هم موثر است.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی