صفحه اصلی مقاله سرمقاله شماره سی و ششم نشریه فرهنگستان علوم. آذر 1389
سرمقاله شماره سی و ششم نشریه فرهنگستان علوم. آذر 1389 مشاهده در قالب PDF چاپ

تاملی دیگر در نسبت علم و فرهنگ

1- در مرحله اخیر تاریخ تجدد و بخصوص در کشورهای توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته نسبت سست و ضعیفی میان دانش و فرهنگ می توان یافت اما این وضع را دلیل بر بی ارتباطی علم و فرهنگ نباید دانست. درک کیفیت ارتباط میان دانش و فرهنگ آسان نیست و بحث آن در این مقال و مجال نمی گنجد. چیزی که با رجوع به شواهد تاریخی تأیید می شود، اینست که همواره تعادل و تناسبی میان دانش و فرهنگ وجود داشته است. دانش جدید نیز در مرحله ای از تاریخ غربی و با فرهنگی خاص پدید آمده است و چنانکه می بینیم اوج و حضیضش هم در تناسب با اوج و حضیض فرهنگ است. این دانش اعم از ریاضی و طبیعی و انسانی دانشی غیردینی است اما در آن دین نفی نمی شود و دین هم آن را نفی نمی کند یعنی دانش غیردینی با دین مخالفتی ندارد و حتی دانشمندان دیندار گاهی از آن برای اثبات و تحکیم اعتقادات دینی استفاده می کنند. این علم اختصاص به جغرافیای خاص و نژاد معین از مردمان هم ندارد و همه می توانند آن را بیاموزند اما امکان فراگیری و آموزش و پژوهش نباید ما را از هوایی که علم برای رشد و پیشرفت به آن نیاز دارد، غافل سازد. علم جهان خاص دارد و با اینکه آن را بهرجا  می توان برد، استقرار و بالیدن و ثمر دادنش در جهان و فضای خاص و مناسب صورت می گیرد. این جهان ابتدا در غرب قوام یافته و از قرن نوزدهم در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است. در این گسترش، همه جا همواره به یک اندازه برای رشد علم مناسب نبوده است و به این جهت در اطراف دائره جهان هم اختلاف هایی پدید آمده است تا آنجایی که در بسیاری جاها هنوز چنانکه باید به جهان علم توجه نشده است اما در کشور ما در سال های اخیر ریشه داشتن علم در فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است و باید در اینکه مبنای علم چیست و آیا می توان آن را بر مبنایی جز بر مبانی موجود استوار کرد تحقیق شود.

2- همه علوم مسبوق به درکی مقدّم و بسیطند. این درک در قلمرو خودآگاهی دانشمندان قرار ندارد بلکه نوری است که راهشان را روشن می کند. اما هیچ علمی مبتنی بر ایدئولوژی نیست به این معنی که علم جدید گرچه با تلقی خاصی از آدم و عالم و مبدء آنها مناسبت دارد. ناظر به غایات خودآگاه اشخاص و گروه ها و تابع طرح و برنامه سیاستمداران نیست. قدرتمندان جهان از آن جهت قدرت دارند که صاحب علمند نه اینکه چون قدرت داشته اند علم را تصاحب کرده اند. علم جدید به اشخاص و گروه ها تعلق ندارد بلکه متعلق به جهان متجدد است. چنانکه می دانیم دانشمند جهان جدید خدا و دین را انکار نمی کند اما در نگاهش به موجود آن را صرف متعلق علم و قابل احاطه در پ