صفحه اصلی
بازتاب

.



یادداشت سیدعبدالجواد موسوی در وب‌سایت خبرآنلاین مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

روشنفکری زرد و ماجرای فیلسوف فرهنگ

روشنفکری زرد هم پدیده ای است. مثل خیلی دیگر از پدیده های روزگار ما. در زمانه ای که سیاست ورزی زرد و دین مداری زرد و فرهنگ و ادبیات زرد رایج است چرا روشنفکری زرد نداشته باشیم؟ هیچ ایرادی هم ندارد. روشنفکری زرد تا وقتی که حد و حدود خودش را می شناسد و با دامن زدن به مباحث نازل بین شاعران و نویسندگان و اهل نظر برای خودش مشتری جذب می کند و با به اشتراک گذاشتن عکس های مکش مرگ ما در فضای مجازی هواداران زردبازی را به وجد می آورد مشکل خاصی نیست.

 
یادداشت حامد زارع در صفحه گفتمان روزنامه سازندگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

چه کسی معلم انقلاب است؟

بیست سال پیش اکبر گنجی برای خشنودی عبدالکریم سروش و تقرب بیشتر به آستان استاد، در مقاله‌ای بی‌سر ‌و ته، رضا داوری اردکانی را معلم خشونت نامید. گنجی در آن سال‌ها که سال‌های اصلاح بود نیازی نمی‌دید برای مدعای خود دلیلی بیاورد و بی آنکه حداقل نگاهی به سیاهه آثار داوری اردکانی بیندازد، این حکم سیاسی را درباره فیلسوف معاصر صادر کرده بود. امروز یکی از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب در مقاله‌ای که نمی‌توان آن را همانند مقاله دو دهه پیش گنجی بی سر و ته و بدون ارجاع به متن آثار داوری نامید، همان سخنان گنجی را با بیانی ظاهرا غیرایدئولوژیک و کلماتی شکیل‌تر و جملاتی مبین‌تر بیان کرده است. اگر از این نکته درگذریم که مقاله این روزنامه‌نگار نیز همانند مقاله گنجی مندرج در تحت سروشیسم و لاجرم طبقه‌بندی شده در پیکار روشنفکری دینی با خرد فلسفی معاصر است، اما از این نکته نمی‌توان درگذشت که اگر چند سال زمان لازم بود تا سست‌بنیادی سخنان گنجی روشن شود، بی‌بنیادی سخنان نویسنده مقاله «فیلسوف حکومت استثنائی اسلامی»* از هم‌اکنون روشن است و او در نگارش این مقاله ظاهرا علمی، تنها به تکرار طنینی مرده در تاریخ اندیشه معاصر ایران اکتفا کرده است.

 

 
یادداشت سید علی سیدان در روزنامه صبح نو مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

استنطاق داوری

بهانه انتشار این گزارش، نوشته کوتاهی است که چند روز پیش دکتر داوری‌اردکانی منتشر کرد و از هجمه‌های یکی‌دو ماه اخیر لیبرال‌ها به خودش خبر داد. او نوشت: «وقتی نظرم را درباره  علوم انسانی اظهار کردم، کسانی که آن را نپسندیدند، غالبا با لطف برخورد کردند و از آن زمان هم کمتر در باب اسلامی‌کردن علوم انسانی و اجتماعی سخن می‌گویند؛ اما اشخاصی که ظاهرا با نظر من مخالفت نداشتند، زبان ناسزاگویی، تهمت و توهین گشودند و مرا از اظهار چنین نظرهایی منع کردند. آیا وجود لیبرال‌هایی که امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر می‌کنند، اندکی مسخره نیست؟ در این اواخر و در دو ماه اول سال، بدون هیچ مناسبتی اعتراض‌های تازه شروع شده است. در مجله‌ای نوشته بودند علم را به ولایی و غیرولایی تقسیم کرده‌ام. پرسیدم این حرف‌های عجیب را در کجا گفته و نوشته‌ام؟ پاسخی ندادند و به‌جای پاسخ، نوشته‌ای منتشر کردند که در آن ناسزاها، تهمت‌ها و توهین‌های 30ساله‌شان تکرار شده بود. چند روز پیش هم متأسفانه در روزنامه متعلق به دوست با اشتباهی معنی‌دار به نامی دیگر نامیده شدم. این‌ها گِله و شکایت نیست، حکایت است؛ حکایت معرفت و پای‌بندی به اخلاق».

 
گزارش سخنرانی مهدی ناظمی قره باغ در خبرگزاری مهر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

سرچشمه جریان نقد غرب در ایران

نشست «ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟» پیرامون تفکر رضا داوری اردکانی امروز، سه شنبه دوم بهمن ماه در دانشگاه امام صادق(ع) با سخنرانی مهدی ناظمی قره باغ برگزار شد. مهدی ناظمی قره باغ، پژوهشگر فلسفه در این نشست گفت: داوری اردکانی یکی از سرچشمه های جریان نقد غرب در ایران است. مشروح سخنرانی این پژوهشگر در خبرگزاری مهر آمده است که با کلیک کردن روی گزینه «ادامه مطلب» می‌توانید آن را مطالعه کنید

 
یادداشت رضا دانشمندی در وب سایت خبرآنلاین مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

چرا اصولگرایان باید «خرد و توسعه» داوری را بخوانند؟

انتشار کتاب «خرد و توسعه»، می‌تواند بهانه‌ای باشد برای گفت‌وگوی جدی غرب‌ستیزان با چهرۀ ماندگار فلسفه، استاد رضا داوری اردکانی.اواخر شهریور خبر انتشار کتاب فیلسوف برجستۀ معاصر، استاد رضا داوری اردکانی، به نام «خرد و توسعه»۱، منتشر شد.  گویا نخستین مطلب این کتاب، سرمقالۀ دکتر رضا داوری اردکانی برای شصت‌وچهارمین شمارۀ نشریۀ فرهنگستان علوم (بهمن ماه 1396) با عنوان «خرد پیشرفت و توسعه» است. در زمان انتشار این مقاله، خلاصه‌ای از آن را منتشر کردم و خبر انتشار آن در قالب «کتاب» مسرّت‌بخش بود.  رضا داوری اردکانی پس از عمری خردورزی فیلسوفانه در دهۀ نهم زندگی، شجاعانه، واقع‌بینانه و متواضعانه به نقد آراء و نظرات خود می‌پردازد و برای نمونه در مصاحبه‌ای، از دورۀ پایانی و نه نقطۀ پایان۲ تمدّن غرب، تعریفِ «توسعه‌نیافتگی» و جایگزینی آن با «غرب‌زدگی»، برابر قرار ندادنِ غربِ متجدد با «نفسانیّت»۳، تأکید بر ترکیبِ اتّحادی و نه انضمامیِ جامعه، تفکیکِ اعتماد به نفس و توهّمِ «همه‌توانی»، توجّه به تفاوت امکان و شرایطِ امکان۴ و توسعه‌نیافتگی و «زمان» می‌گوید.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 11