صفحه اصلی
یادداشت بیژن عبدالکریمی در کانال شخصی‌اش مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 12 خرداد 1397 ساعت 10:11

تفکر چیست، متفکر کیست؟

عزیزان بسیاری، در مراتب گوناگون، در مقام اندیشمند و متفکر در صحنه حیات اجتماعی ما حضور داشته، چشمان بی‌شماری را به سوی خویش معطوف ساخته‌اند و فضای فکری و فرهنگی جامعه کنونی ما را شکل داده و می‌دهند. عموماً چنین پنداشته می‌شود که معرفت حاصل صرف فعالیت-های منطقی و ذهنی بشر است و درستی نتیجه حاصل کاربرد درست قوای ذهنی و اِعمال صحیح اصول، قواعد و روش های مناسب شناخت، همچون اصول و قواعد منطق یا روش های تجربی است. حتی اگر چنین تلقی‌ای نیز از تفکر در جامعه ما مورد قبول و پذیرش عام باشد امری میمون و مبارک است. اما به نظر می‌رسد در روزگار ما و در جوامعی همچون جامعه ما حقیقت و تفکر نه اموری انکشافی، بلکه اموری تولیدی و قراردادی است و کثرت هوادران و طرفداران یا تعداد فالوور (دنبال‌کنندگان) کانال‌ها و گروه‌های افراد، هم‌سویی و پیروی از فضاهای عمومی و تبعیت از مفروضات مشترک و تردیدناپذیر جامعه و نیز بلندی صدا و خشونت در گفتار و استفاده از انگ‌ها و برچسب‌ها و خودارجاعی، و خویش و باورهای خویشتن را معیارهای حق و باطل دانستن را می‌توان نشانه‌ای از تفکر و حقانیت دانست! اما این همه همان اموری است که هرگز در اندیشه، آثار و سلوک فردی و اجتماعی رضا داوری اردکانی دیده نشده است.

 
توضیحی درباره گفتگوی روزنامه اعتماد با دکتر داوری اردکانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 ساعت 12:22

توضیحی درباره گفتگوی با روزنامه اعتماد

امروز مصاحبه مفصلی که استاد دکتر رضا داوری اردکانی چندی پیش با روزنامه اعتماد انجام داده بود منتشر شد. با تشکر از آقای آزموده که مسئولیت انجام مصاحبه و تدوین آن را بر عهده گرفته بود، به نظر می رسد تیتر مناسبی برای این مصاحبه انتخاب نشده است. دیدن «افسردگی روشنفکری نیست» این پرسش را پیش می آورد که مگر کسی افسردگی را روشنفکری دانسته است که انکارش لازم باش؟ این عنوان را احتمالا با دیدن جمله هشدارآمیز داوری اردکانی مبنی بر اینکه «به هوش باشیم که اصحاب ایدئولوژی های افسرده و پژمرده را روشنفکر نخوانیم» برگزیده¬اند. ضمن عرض تشکر از حسن نظر و لطف مسئولان روزنامه گرامی اعتماد در اختصاص دادن صفحه اول آن روزنامه به این مصاحبه، یادآور می شود که یادداشت «شعر و اندیشه» نوشته آقای محمدصادق معتمدی بوده که ظاهراً آقای دکتر عبدالکریمی آن را به روزنامه فرستاده اند.

 

با احترام و امتنان

دفتر ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران

 
گفتگوی مفصل دکتر رضا داوری اردکانی با روزنامه اعتماد منتشر شد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 12 خرداد 1397 ساعت 10:11

گره کار ما توسعه است

رئیس فرهنگستان علوم در آخرین مصاحبه مطبوعاتی خود با خبرنگار روزنامه اعتماد گفتگو کرده است. این گفتگو که در صفحه نخست روزنامه اعتماد نیز منعکس شده است، حاوی چند مسئله و نکته مهم است. پراهمیت ترین نکته این مصاحبه جایی است که داوری اردکانی درباره ماهیت علم و دین و با توجه به واکنش های متعدد به نامه کوتاه او درباره اسلامی سازی علوم انسانی صحبت می کند. در بخشی از آن فراز می گوید: «در شرایط کنونی بیش از آنکه به فکر علم اجتماعی دینی باشیم باید در فکر بنای یک نظم سالم و نگران فساد بر باد دهنده کشور باشیم. کسانی می‌گویند قبل از اهتمام به اصلاح امور باید علم اجتماعی دینی داشته باشیم. به دو نکته مضمر در این قول توجه کنیم: یکی اینکه گویی علم در اختیار همه گروه های مردم قرار دارد و آنها می توانند آن را به هر صورت که بخواهند در آورند و در هر راه که بخواهند به کار برند. دوم اینکه برای اصلاح امور ابتدا باید علمی بنا کرد و پس از آن که علم ساخته شد از روی علم، کارها را به صلاح آورد. از مطلب اول چیزی نمی گویم و چه بگویم جز اینکه همه کس نمی تواند و نباید در کار علم دخالت کند. اما مطلب دوم قابل تأمل است. اول از آن جهت که در تاریخ سابقه ندارد که مردمی بیایند علم به چیزی را که هنوز به وجود نیامده است تدوین کننذ و سپس از روی آن علم مثلاً نظام و جامعه مطلوب را بسازند. اگر منظور از علم اجتماعی دینی طرح یک نظام زندگی در غوغای غلبه مدرنیته کهنسال است باید به آن توجه کرد ولی تاکنون آنچه گفته اند اینست که علم اجتماعی دینی ممکن است وکسی که آن را نمی پذیرد مقصود کوشندگان راه اثبات علم دینی را درنمی یابد. اصلاً نزاع این نیست که آیا فلان علم ممکن است یا ممکن نیست. اگر هست باید آن را تدوین و تعلیم کرد. علم اجتماعی دینی می‌تواند ازاین جا آغاز شود که کسانی به طرح سازمان و روابط و مناسبات و اخلاق و شیوه زندگی یک جامعه‌ دینی بپردازند.» متن کامل این گفتگوی ده هزار کلمه ای را می توانید با کلیک بر روی لینک زیر بخوانید.

 

متن کامل گفتگو با روزنامه اعتماد

 

 
یادداشت محمدصادق معتمدی در روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 ساعت 07:31

خط شعر و انديشه

نوشتن براي استادي كه افتخار حضور رسمي و آكادميك در محضرش را نداشتم، دشواري‌هاي خاص خود را دارد. مارتين هايدگر فيلسوف بزرگ آلماني مسير انديشه را كوره راه مي‌داند. در مشرب عرفان، سالك حقيقت بي‌مدد پير و مرشد از ظلمات و گمراهي در امان نخواهد بود. دكتر رضا داوري‌اردكاني بي‌مبالغه و زبان بازي معلم و راهنماي كوره راه انديشيدن است؛ در روزگاري كه هياهوي سياست و غوغاي تكنولوژي آسمان حيات علم و فرهنگ و هنر را غبارآلود ساخته دمي آسودن در سايه مصفاي پير خرد و اخلاق، گوهر و غنيمتي است كه فراچنگ هر رهگذري نشايد.

 
یادداشت حسين كلباسي اشتري در روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 ساعت 07:29

آموزگار زمان

اگر بپرسند از آموزگاران چه بايد آموخت و اساسا آموزگار كيست و سخن او چيست يا چه بايد باشد، ظاهرا پاسخ به اين پرسش‌ها چندان دشوار نمي‌آيد و بي‌درنگ بسيارند كساني كه از مقام تعليم و تعلم و معلمان سخن مي‌گويند و به حرمت علم و عالم معترفند. بسياري از ما معلمان و آموزگاران‌مان را همواره مي‌ستاييم و اثر وجودي آنان را براي خود و ديگران متذكر مي‌شويم و چقدر اين سنت نيكويي است كه افراد و اقوام به سهم آموزگاران واقعي خويش تفطن داشته، غير از آداب معمول و تعارفات و تجليل‌ها، براي همسخني با آنان كوشش كنند. نوشته كوتاه حاضر در مقام تعريف و تمجيد از متفكر بزرگ زمانه ما يعني استاد دكتر رضا داوري اردكاني نيست.

 
بازنشر گفتگوی دو سال پیش رضا داوری اردکانی با خبرگزاری مهر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 30 اردیبهشت 1397 ساعت 10:10

ایدئولوژی نباید جانشین فلسفه شود

رضا داوری اردکانی در زمستان 1395 پاسخ های مبسوطی به پرسش های خبرگزاری مهر درباره وضع فکری معاصر می دهد. در بخشی از این مصاحبه، خبرنگار به این نکته اشاره می کند که داوری اردکانی  دائما از افتادن اندیشه در دام ایدئولوژی برحذر می دارد. سپس اینگونه نتیجه می گیرد که آیا به جای دوگانه سازی و ایجاد تقابل میان فلسفه و ایدئولوژی بهتر نیست نسبت درست میان فلسفه و ایدئولوژی را تبیین کنیم؟ سپس سوال خود را اینگونه مطرح می کند: «آیا بهتر نیست به جای ایدئولوژی ستیزی از این سخن بگوییم که فلسفه چگونه می تواند مهار ایدئولوژی را به دست بگیرد؟» رئیس فرهنگستان علوم با اذعان به اهمیت سوال و فرصتی که برای برطرف کردن بعضی ابهام های پدید آمده از خواندن کتاب ها و نوشته هایش فراهم آمده مقدمتا می گوید: «من از همه کسانی که لطف می کنند و گزارش سخنرانی های مرا می نویسند و منتشر می کنند، سپاسگزارم اما چون گاهی مطلب، برداشت خاص نویسنده از گفته من است به آن استناد نباید کرد» او در پاسخ تفصیلی به پرسش خبرنگار می افزاید: « من هم می گویم باید به نسبت میان ایدئولوژی و فلسفه اندیشید. ولی شما خیال می کنید این کار آسان است و با صدور دستورالعمل انجام می شود.من اتفاقا در راهی هستم که شما می گویید. من ایدئولوژی ستیز نیستم، بلکه می گویم ایدئولوژی نباید جانشین فلسفه شود. زیرا ایدئولوژی دستور عمل سیاست است نه تفکر سیاسی و تاریخی. من هرگز از تقابل فلسفه با ایدئولوژی هم چیزی نگفته ام. زیرا وقتی نسبت ایدئولوژی با فلسفه معلوم نیست و این دو با هم متباین اند، از تقابل آنها چه بگویم؟ میان امور متباین، تقابل معنا ندارد. یکی از نکاتی که من در نوشته های خودم رعایت می کنم این است که سخن در جای خود بیاید. وقتی خواننده سخن متناسب با وضع مقام را مطلق تلقی می کند پیداست که نادرست و ناموجه بنماید. من می گویم بیایید ایدئولوژی را در جای خود قرار دهیم و البته دشواری این کار را هم می دانم زیرا تا وقتی بنیاد ایدئولوژی ها (اگر بنیادی داشته باشند) را درنیابیم نمی توانیم آنها را در جای خود قرار دهیم و در یافتن اساس ایدئولوژی ها یگانه شدن با جهان موجود است.مشکل بزرگ زمان ما به خصوص در جهان در حال توسعه این است که درباره تفکر با میزان ایدئولوژی حکم می شود، یعنی اینکه باید مبنا و ره آموز تشخیص مصلحت زندگی مردم باشد، تابع سلیقه های یکی و آنهایی می شود. در چنین شرایطی پیداست که جهان توسعه نیافته در سعی خود برای توسعه بیشتر ظواهر تجدد را در کنار هم بگذارد و در جهت قراردادن چیزها و کارها در جای خود که بسیار مشکل است برنیاید. اگر بتوانیم جایگاه و مقام امور و چیزها را دریابیم آن وقت ایدئولوژی در نسبت درست با فلسفه قرار می گیرد.» متن کامل این گفتگو را می توانید در لینک زیر بخوانید.

 

گفتگو درباره وضع فکری معاصر

 

 
سخنرانی در نشست «مواجهه سنت گرایان با مسائل فرهنگ معاصر» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 29 اردیبهشت 1397 ساعت 08:48

سنت‌گرایان صد علم نیستند 

در ابتدا خوب است بدانیم که چیزی که از آن تحت عنوان سنت گرایی تعبیر می کنیم از کجا و کی به وجود آمده است. لفظ سنت گرایی در زمان رنسانس به وجود آمده است، اما پسوند «گرایی» را اولین بار آقای هوشیار استفاده کرد و دکتر آریان پور آن را گسترش داد. البته بنده اصلاً این لفظ را دوست ندارم و با آن تا به حال کنار نیامده ام؛ اگر چه امروزه از آن بسیار در کنار هر کلمه ای استفاده می شود. این تعبیر باعث شده تا ما سنت و مدرنیته را بد فهم کنیم.

 
سخنرانی در بیست و دومین همایش بزرگداشت ملاصدرا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 29 اردیبهشت 1397 ساعت 08:46

فلسفه، پرستش و نیایش

به نظر من مسئله این نیست که فیلسوف نیایش می‌کند یا نمی‌کند، چون برخی فکر می‌کنند نیایش کار اهل ایمان و عشق و فلسفه کار اهل عقل است. زبان فلسفه، زبان آداب‌دانی و عقل است و این عقل بنیادی دارد که این آغاز، آغاز همه چیز مثل آغاز علم و وجود است. نکته‌ای که مهم است، این است که ما معمولاً به آنی که در ما اتفاق می‌افتد، توجه نداریم درحالی‌که همه چیز به آن ربط دارد. فیلسوف هم سخن فلسفی را از آنجا یاد می‌گیرد. برخی می‌پرسند آیا فلاسفه اهل نیایش و دعا هستند؟ در پاسخ باید گفت «برخی فیلسوفان الهی هستند و برخی هم الهی نیستند. در تاریخ فلسفه اولین کسانی که به نیایش توجه کردند، رواقیون بودند. آنها جمع دین و فلسفه را مطرح کردند. اساس نیایش این است که من، فقیر اِلی‌الله هستم.

 
پیام دکتر داوری اردکانی به همایش «فلسفه، دین و علم در زیست جهان اسلامی» در شهر وین مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 23 اسفند 1396 ساعت 13:39

فلسفه اسلامی و ارتباط ایران و اروپا

بسیار خوشوقتم که فرصت یافته ام نکته ای چند در باب گذشته و آینده وضع میان‌فرهنگی فلسفه دوره اسلامی با تأکید بر تفاوت های این فلسفه با فلسفه استادان یونانی بنیانگذار فلسفه بیان کنم. کاش می توانستم در مجلس گرامی شما حاضر شوم و ملاقات به یاد ماندنی با پروفسور گئورگ اشتنگر را تجدید کنم و از محضر ایشان و دیگر استادان و صاحبنظران شرکت کننده در کنفرانس بهره مند شوم. می دانیم که فلسفه منشأ چه تحول بزرگی در تاریخ بشر بوده و اثر بزرگی در نزدیک شدن فرهنگ ها به یکدیگر و ظهور فرهنگ جهانی داشته است. درست است که اندیشه تاریخی در آغاز تفکر فلسفی جایی نداشته و در این اواخر و در دوره جدید ظاهر شده است اما فلسفه از آغاز، به زمان و تاریخ و فرهنگ تعلق داشته است. به آثار افلاطون و ارسطو نظر کنیم تا دریابیم که تفکر آنان اشکارا ناظر به پایدیای یونانی برای طرح بهترین نحوه زندگی در بهترین مدینه ممکن بوده است. اگر ارسطو گفت الهیات اشرف علوم است زیرا که بی سودترین آنهاست، نمی خواست بگوید که الهیات با وجود و زندگی بشر نسبت ندارد، بلکه نظرش این بود که کمال آدمی نه در سود و سودا، بلکه در گذشت از آنهاست. علم در نظر فیلسوف دانستنی های پراکنده و جدا از یکدیگر نیست، بلکه یک وحدت است و این وحدت از بالاترین تا پست ترین مراتب وجود را در بر می گیرد.

 
سخنرانی در نشست «ما و علوم انسانی» در پردیس دانشگاه علامه طباطبایی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 15 اسفند 1396 ساعت 08:04

تکلیف مان با علوم انسانی مشخص نیست

حدود بیست سال است که علوم انسانی به تدریج مسأله ما شده است. علوم انسانی مربوط به جهان مدرن است. این که ما جهان مدرن را تأیید نمی کنیم، یک چیز است اما اینکه جهان فعلی یک جهان مدرن است،  چیز دیگری است. به عنوان مثال ما سکولاریسم را قبول نداریم اما نظم جهان سکولار است، بنابراین اگر قرار باشد هر چیزی را قبول نداریم بگوییم وجود ندارد، گرفتاری ایجاد می شود. لذا یا چیزی که هست تصدیق و یا اگر نمی خواهیم باشد برایش چاره اندیشی می کنیم. در مواضع عمل وقتی بین دوراهی قرار می گیریم باید کاری را انجام دهیم که می توانیم انجامش ندهیم. من مطلقاً مجبور نیستم همانطور که مطلقاً مختار نیستم. مثلا بنده اختیار پرواز ندارم و یا مثلاً اختیار یک شبه دانشمند شدن را ندارم. جهان جدید امکان هایی دارد که با امکان های جهان قدیم متفاوت است. جهان جدید نظم معین، انسانی و دقیق ندارد ولی نظام های قدیم از نحوه ای از ثبات برخوردار بودند. آداب و رسوم، ترتیبات و نحوه معاش در جهان قدیم ثابت بود. امروز جوانی که ۲۰ ساله است در فضایی زندگی می کند که با فضای به دنیاآمدنش زمین تا آسمان فرق دارد. جهان در این ۲۰ سالی که او به دنیا آمده، دگرگون شده است. جهان مدرن، جهان نو شونده و متحول شونده است.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 3 از 27