صفحه اصلی
یادداشت رضا داوری اردکانی در سوگ استاد آواز ایران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 22 مهر 1399 ساعت 14:20

بسمه­ تعالی

بزرگ قافله و قبیله هنر معاصر ایران، استاد محمدرضا شجریان، پس از تحمل یک دوره طولانی درد و رنج از ورطه عالم خاک رست و به جهان پاک پیوست.

شجریان در زمره هنرمندانی بود که قدر هنر را می­شناخت و با دقت از هنر خود مواظبت می­ کرد. همه پیشه­ ها و بخصوص پیشه­ های قلمرو دانایی و هنر به وفاداری و مواظبت نیاز دارند و گاهی در این مواظبت است که به جایگاه هنر در زندگی و نسبت آن با مردم پی می­ برند و صدای مردم را می­ شنوند. شجریان در زمره آنانی بود که این صدا را می ­شنید و آن را با لحن آسمانی خود بازمی­ خواند. مردمی هم که صدای اعماق روح قوم و قبیله و تاریخ خود را در آواز او می­ شنیدند، عزیزش می­ داشتند و در ماتم مرگ او جامه عزا بر تن کردند.

شجریان تنها استاد آواز نبود. او موسیقی­ شناس بود و مخصوصاً درک عمیقی از پیوند شعر و موسیقی داشت. دردا و دریغا که او دیگر برای ما نمی­ خواند. اما هنر نحوی سکنی­ گزیدن در زمان است و به همین جهت ماندگار می­ شود. آثار شجریان هم می­ ماند و دل و جان نسل­ های امروز و فردا را صفا و جلا می­ دهد.

رضا داوری اردکانی


 
مقاله منتشر شده در دوماهنامه ادبی چامه به مناسبت بزرگداشت علمی دکتر پرویز ضیا شهابی، شهریور و مهر 1399 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 01 مهر 1399 ساعت 11:04

مدرنیته یا مدرنیته ها

 

آیا مدرنیته یکی است و کشورهای مدرن همه در آن شریکند یا کشورها هر یک مدرنیته خاص خود دارند؟ در اینکه ژاپن و امریکا و فرانسه با هم تفاوت ها دارند، تردید نیست. این تفاوت ها بیشتر در اعتقادات و عادات و آداب و طرز رفتار مردم است. امریکاییان غالباً مسیحی پروتستانند و در فرانسه شمار کاتولیک ها بیشتر است. ژاپنی ها هم مسیحی نیستند. ولی ظاهراً مدرنیته به دین و مذهب و حتی ظاهراً به فرهنگ و مخصوصاً فرهنگ های قدیم ارتباطی ندارد. اروپا در قرون وسطی هم مسیحی بود اما مدرن نبود. یک نظر مشهور اینست که مسیحیت و یهودیت و یونانیت در قوام عصر جدید دخالت داشته اند. این دخالت را می توان پذیرفت اما اینها همه مادّه یا سابقه مؤثر در پدید آمدن اروپای جدید و متجددند و باید دید که چه صورتی ماهیت تجدد را تعیّن بخشیده است. در این باب هم که قبل از قرن هجدهم در هیچ جا مدرنیته وجود نداشته و تاریخ آن به دوران رنسانس بازمی گردد شاید اختلافی نباشد. هر جای دیگر جهان هم اگر مدرنیته ای وجود دارد آن را از اروپا اخذ کرده است. صاحبنظرانی که مدرنیته ها را کثیر و بومی می دانند غالباً می گویند که حتی اگر مدرنیته آورده اروپای پس از رنسانس باشد کشورها و ملت های جهان صورت آن را گرفته و بر ماده دین و آئین و فرهنگ و گذشته خود اعمال و اطلاق کرده یا آن را با شرایط کشور خود تطبیق داده اند.

 
تازه‌ترین اثر رضا داوری اردکانی با عنوان «نقد فرهنگ توسعه نیافتگی» منتشر شد؛ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 01 مهر 1399 ساعت 08:56

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه سه جلدی «نقد فرهنگ و توسعه نیافتگی» تازه‌ترین اثر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شد.

بیژن عبدالکریمی، مدیر انتشارات نقد فرهنگ در خصوص این اثر گفت: آنچه تجربه زیسته ما در دو قرن اخیر نشان داده است، توسعه نیافتگی کماکان مبرم‌ترین مساله ما ایرانیان است. مسئله توسعه نیافتگی نقطه کانونی همه دیگر مسائلمان مثل توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی است. به نظر می‌رسد جامعه ایرانی با یک دور باطل مواجه است. ما با مسائل سیاسی و اجتماعی بسیاری مواجه هستیم که به نحو توامان هم علت و هم معلول، هم عامل و هم حاصل توسعه نیافتگی است. پاره کردن این دور باطل مهمترین وظیفه کنونی روشنفکران و اندیشمندان ماست. عقلانیت انتزاعی و غیر تاریخی و عدم درک موقعیتمان به منزله «وضعیت تاریخی» و گم شدن در بیراهه‌های مناقشات سیاسی و ایدئولوژیک را باید منطق مشترک بسیاری از ایرانیان و به منزله بنیادی‌ترین مانع درک مقوله توسعه نیافتگی تلقی کرد. شاید در این میان بتوان رضا داوری اردکانی را یک استثنا دانست.

 
پیام رضا داوری اردکانی به مناسبت روز پزشک مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 01 شهریور 1399 ساعت 08:02

آقای دکتر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز پزشک در پیامی از نقش پزشکان در مقابله با بحران کرونا تقدیر کرد. این پیام برای هم اندیشی دو روزه "اندیشیدن با ابن سینا" صادر شده است. هم اندیشی دو روزه "اندیشیدن با ابن سینا" به همت مرکز فرهنگی شهر کتاب به صورت مجازی و با حضور استادان فلسفه و پزشکان به مناسبت اول شهریور روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشک در روزهای شنبه و یکشنبه اول و دوم شهریور برگزار می شود. متن پیام دکتر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم و فیلسوف معاصر به هم اندیشی دو روزه "اندیشیدن با ابن سینا" بدین شرح است :

«اول شهریور روز بزرگداشت بوعلی سینای بزرگ و روز پزشکان است. پزشکان درست فکر کرده اند که روز بوعلی را روز خود دانسته اند. همین که کتاب قانون او دومین کتابی است که در اروپا چاپ شد، گواه عظمت مقام و اعتبار کتاب قانون و صاحب آن است. اروپاییان این کتاب را بر آثار جالینوس و بسیاری دیگر از بزرگان پزشکی مقدم داشته اند. کتاب قانون گرچه به اعتبار عدد صفحات و فصول مفصل می نماید در نظر نویسنده بزرگش حاوی «حداقل لازم» مطالبی است که یک پزشک باید بداند. ابن سینا در مقدمه کتاب نوشته است که کوشش دیگری در این زمینه در پیش دارد که اگر اجل به او مهلت دهد و سرنوشت یاری اش کند آن را انجام خواهد داد. کتاب قانون خیلی زود کتاب درسی پزشکی شد و شرح های بسیار بر آن نوشتند. به زبان لاتینی هم ترجمه شد و در مدارس اروپا آن را تدریس کردند.

 
فیلسوفی پست مدرن که به توسعه می‌اندیشد؛ یادداشتی به قلم محمد زارع شیرین کندی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 29 تیر 1399 ساعت 08:44

محمد زارع شیرین کندی می‌گوید: نظر داوری اردکانی در باب غرب و تجدد تغییر نکرده ولی او برای جبران عقب ماندگی جامعه‌اش چاره‌ای جز توسعه نمی‌بیند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمد زارع شیرین کندی، دکترای فلسفه و عضو هیات علمی دانشنامه جهان اسلام و نویسنده کتاب‌هایی چون «تفسیر هایدگر از فلسفه هگل»، «هایدگر و مکتب فرانکفورت» و «پدیدارشناسی نخستین مراحل خودآگاهی فلسفی ما: مقالاتی درباره برخی اندیشمندان و روشنفکران کنونی ایران» و مترجم آثاری چون «لوکاچ و هایدگر: به سوی فلسفه‌ای جدید» اثر لوسین گلدمن و «نظریه اجتماعی و عمل سیاسی: بررسی رویکردهای پوزیتیویستی، تفسیری و انتقادی» نوشته برایان فی، در تازه‌ترین یادداشت ارسالی خود به ایبنا درباره دکتر رضا داوری اردکانی و نگاه او به مقوله توسعه نوشته است. این یادداشت را در ادامه بخوانید:

«احتمالا گفته شود که یک فیلسوف پست مدرن نباید و نمی‌تواند به توسعه که از مظاهر بارز تجدد غربی است، بیندیشد. اما چرا یک متفکر متعلق به جریان فکری پست مدرن نباید و نمی‌تواند درباره توسعه جامعه خویش در خاورمیانه بگوید و بنویسد و از مدرنیزاسیون دفاع کند؟ دکتر داوری از پنجاه، شصت سال پیش، از زمان آشنایی و سپس همسخنی و همدلی با نیچه و هیدگر جزو پست مدرن‌ها به شمار می‌آید. اما او در عین حال نزدیک به دو دهه است که به توسعه و مدرنیزاسیون می‌اندیشد و بر توسعه نیافتگی جامعه خویش متمرکز است. در واقع، موضوع از این قرار است که کسی از متفکران غرب اندیش، یعنی منتقد غرب، مانند نیچه و هیدگر و فوکو و دریدا و لیوتار اثر پذیرفته و با انتقادهای آنان از ماهیت غرب، تجدد، عقل و علم جدید و تکنولوژی و غیره همراه و موافق باشد و در عین حال از توسعه سخن بگوید و از مدرنیزاسیون طرفداری کند.

 
ما ملتفت قضيه نيستيم! يادداشت محسن آزموده درباره دكتر رضا داوري اردكاني مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 29 تیر 1399 ساعت 08:35

به راستي پويايي و جويايي و به‌روز بودن
دكتر رضا داوري اردكاني، در آستانه هشتاد و هفت سالگي
شگفت‌آور و رشك‌برانگيز است

 

گفت وگو هنوز به صورت رسمي شروع نشده و حرف هاي خودماني مطرح مي شود. به گرمي از ما استقبال كرده، امري كه از اساتيدي در سن و سال او، انتظار نمي رود. درباره وضعيت روزگار مي پرسيم و مثل همه صحبت هاي اين روزها، بحث به كرونا كشيده مي شود. درباره كرونا بسياري از اهل نظر ايراني به صورت سخنراني يا گفت وگو، مطالبي را بيان كرده اند، اما در ميان انديشمندان تراز اول ايراني، شايد تنها كسي است كه به صورت مستقل و مكتوب متني شسته رفته و مفصل در اين باره نوشته و در آن كوشيده، پيامدها و عواقب اپيدمي كرونا و پيامدهاي آن را در يك دستگاه فكري مشخص تبيين كند، نوشتاري كه حتي اگر با رويكرد فكري اش هم موافق نباشيم، بايد قلم شيوا و روان گويايش را تحسين كرد. به راستي پويايي و جويايي و به روز بودن دكتر رضا داوري اردكاني، در آستانه هشتاد و هفت سالگي، شگفت آور و رشك برانگيز است. آخرين مطالب و اظهارنظرهاي انديشمندان جهاني درباره كرونا را خوانده و با آنها آشناست، از ژيژك و آگامبن گرفته تا بديو و ديگران، همه را با جزييات دنبال كرده و مي داند و درباره شان نظر دارد. حتي با ديدگاه هاي بيونگ-چول هال، فيلسوف معاصر كره اي در اين زمينه آشناست، انديشمندي كه با عرض پوزش و شرمندگي، به عنوان روزنامه نگار انديشه، تنها اسمش را شنيده بودم و زماني كه او اشاره مي كند، مي گويم به اسمش در مطلبي از ژيژك برخورده ام.

 
توضیح رضا داوری اردکانی درباره مصاحبه اش با خبرنگار روزنامه اعتماد که امروز چاپ شده است / مشروح مصاحبه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 25 تیر 1399 ساعت 13:26

راستی! آنها که همه حق را برای خود می­خواهند، چه بد هواخواهانی برای آزادی و حقوق بشرند

 

امروز چهارشنبه ۲۵ تیرماه روزنامه گرامی اعتماد متن مصاحبه خبرنگارش با من را چاپ کرده است. این مصاحبه در حدود دو ماه پیش به نحو غیر منتظره و پیش بینی نشده صورت گرفت. دیدار من و مدیران و نویسندگان روزنامه اعتماد دیداری خصوصی بود. آنها به مناسبت نزدیک شدن سالروز تولد این ناچیز می آمدند که مورد تفقد قرارش دهند. متاسفانه، آقای حضرتی عزیز نتوانسته بودند که تشریف بیاورند. نشسته بودیم و از هر دری سخن می گفتیم که ناگهان یکی از مهمانان گفت مصاحبه را شروع کنیم. ایشان مطالبی درباره فرهنگستان و رییس فرهنگستان گفت و حرف هایی پیش آورد که صورت آرایش شده اش در پرسش های مصاحبه پیداست. روزنامه نگار محترم اسم این حرف ها و دعوی ها را پرسش انتقادی گذاشته اند. من که مدعی دانشجویی فلسفه ام و همه عمر به شغل شریف معلمی مشغول بوده ام می بایست تذکر بدهم که نقد را با دعوی و مخالفت اشتباه نکنند و بدانند که بدون علم، نقادی نمی توان کرد. به جای اینکه به این مطلب ساده اما مهم توجه کنند، نوشته اند: «وظیفه روزنامه نگار در مواجهه با کسانی که قدرت سیاسی یا اجتماعی دارند طرح سوال انتقادی است». حرف درستی زده اند، الا اینکه روزنامه نگار گرامی خبر ندارد که طرف صحبت ایشان صاحب قدرت سیاسی و اجتماعی نیست و روزنامه نگاری که نداند قدرت اجتماعی و سیاسی کجاست در کار خویش توفیقی به دست نمی آورد. نکته دیگر، به اشتباه میان سوال انتقادی با دعوی و مخالفت شخصی باز می گردد. در این مصاحبه، من هر چه در سوال ها تامل کردم نشانی از روح انتقاد ندیدم. سوال ها یکسره دعوی و داعیه و در بهترین صورت اظهار نارضایتی است. بگذریم. چند روز پس از مصاحبه، متن گزینش شده ای از آن را برایم فرستادند که ویرایش کنم.

 
گفتگوی فصلنامه علمی- تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت با رضا داوری اردکانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 10 تیر 1399 ساعت 08:07

تأملی در باب فلسفه تطبیقی

 

1- تلقی مورد نظر شما از فلسفه تطبیقی چیست؟ (آیا واژه تطبیقی را مناسب می دانید یا واژه مقایسه ای یا مقارنه ای را ترجیح می دهید؟ همچنین آیا فلسفه تطبیقی را یک شاخه فلسفی مستقل می دانید یا یک نگاه و یا یک روش؟)

اگر مراد یافتن وجوه مشابهت و اختلاف در آراء فیلسوفان باشد، همه این اصطلاحات و تعبیرها مناسب است و من اصطلاح و تعبیر فلسفه تطبیقی را که مشهورتر است انتخاب می کنم. فلسفه تطبیقی به معنایی که گفته شد از آغاز تاریخ فلسفه و لااقل از زمان ارسطو وجود داشته است. آثار فیلسوفان پر است از نقل اقوال و بحث در آنها برای تمییز صواب از خطا و یافتن و اختیار رأی درست. کتابی در اوایل قرن نوزدهم در هند نوشته شده است به نام اصل الاصول که در آن مباحث و مسائل فلسفه دسته بندی شده و آراء فیلسوفان در هر باب به اختصار آمده و با هم سنجیده شده است ولی این تطبیق و مقایسه در حقیقت فلسفه نیست بلکه پژوهشی در فلسفه است. فلسفه تطبیقی صرف پژوهش نیست بلکه یک طرح تازه در فلسفه است.

2- فلسفه تطبیقی چه هست؟ و چه نیست؟ و دنبال چه می گردد یا باید بگردد (حل مسئله، دست یابی به حقیقت، حل بحران های معاصر، شناخت دیگری برای گفتگو با جهان و دست یابی به جهان آرام تر ...)؟

 
گفت‌وگو با رضا داوری اردکانی به بهانه زادروز او؛ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه, 15 خرداد 1399 ساعت 12:51

اصحاب ایدئولوژی فلسفه را آلوده به سیاست کردند/نمی‌توانند نقد کنند، ناسزا می‌گویند


خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ رضا داوری اردکانی برج عاج نشین نیست، همواره در متن زندگی کرده، سخن گفته و کتاب نوشته است، حتی اگر اظهار نظرهایش در حوزه‌های مختلف موجب درگیری با حاشیه شود. او همواره کوشیده با کاربست فلسفه از چیستی و چرایی مسایل زمانه‌اش بگوید و به گفته خودش پرهیز دارد از اینکه فلسفه را به ایدئولوژی و سیاست آلوده کند، اما منتقدانش بارها او را با برچسب‌هایی مانند غرب‌ستیز، تجدد ستیز، فیلسوف جمهوری اسلامی و ...نواخته و گاهي نيز از چرخش‌های نظری‌اش اظهار تعجب کرده‌اند، داوری اردکانی اما در مسیری که رفته دچار تردید نشده، از به چالش کشیدن و به چالش کشاندن هم نهراسیده، مسیری را رفته که باید می‌رفته؛ او فلسفه و پرسشگری را انتخاب کرده و مدافع جدی آن است. از همین منظر انتظاری هم نیست اگر که همه مخاطبانش سخنان او را نفهمند. او فیلسوف فرهنگ است؛ رضا داوری اردکانی.

 
انسان، زندگی و دانایی؛ سرمقاله رضا داوری اردکانی در شماره جدید نشریه فرهنگستان علوم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 13 خرداد 1399 ساعت 13:11

آدمیان سه زندگی دارند یا به عبارت بهتر زندگی آدمی سه وجه دارد. یک وجه آن از ولادت آغاز می شود و با خور و خواب و رشد و تولید مثل می گذرد و با مرگ پایان می یابد. صورت دیگر زندگی از آگاهی اجمالی به مرگ آغاز می شود و به زندگی در جامعه سیاسی و فرهنگی می رسد و با بنای نظم تاریخی ادامه می یابد و این بدان معنی است که آدمی به زندگی طبیعی راضی نمی شود و موجودی نیست که مجموعه ای از نیازهای طبیعی باشد و کار و بارش را به اقتضای رفع آن نیازها سامان دهد. بلکه خود را در جهان متعهد می یابد. او از اول با عهد زندگی کرده و البته عهدشکن هم بوده است. اگر تاریخ بشر دوران ها دارد این دورا ن ها با بستن عهد تازه پدید آمده است. لازمه عهد بستن نیز زبان داشتن و با هم بودن است، با این عهد بستن نظمی بنا می شود که در قیاس با عمر کوتاه مردمان مدت های طولانی دوام می آورد. شاید بتوان گفت این موجودی که می داند می میرد در سودای بی مرگی نظم مدنی و سیاسی و فرهنگی را بنیاد می کند و به این جهت علاوه بر زندگی طبیعی، زندگی فرهنگی و تاریخی نیز دارد که با ساختن و پرداختن و ویران کردن و سکونت در زبان و علم و هنر و سیاست و اخلاق و احیاناً با آوارگی در وادی جهل و بی خردی و زشتکاری تعیّن یافته است.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 32