صفحه اصلی
سخنرانی در مراسم اعطای جایزه بهترین رساله دکتری فلسفه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 10 مهر 1398 ساعت 14:28

زبان فارسی با فلسفه جدید انس ندارد

این جایزه به نام من است اما کارها و دردسرهایش را بیشتر دوستان و مؤسسه گرامی شهر کتاب بی مزد و منت انجام می دهند  و تحمل می کنند. این جایزه بالنسبه کوچکی است که برای احترام به فلسفه و قدردانی از کار جوانانی که به آن اهتمام می‌کنند اعطا می‌شود. یکی از مشکلاتی که پیوسته در انتخاب رساله داشتیم این بود که بیشتر رساله های خوب درباره هیدگر بود و اعطای جایزه به این مقاله ها گاهی سوءتفاهم هایی به وجود می  آورد. زیرا من و بعضی از دوستانم متهم به هیدگری بودن هستیم. در کشور ما فلسفه اهمیتی ندارد بلکه فیلسوفان آن هم به این جهت اهمیت دارند که یا منجی و مرادند یا مجرم و ملعون. هیدگر فیلسوف مجرم و ملعون است و فلسفه اش مخالف آزادی است. پس ریشه اش را باید کند و پیروانش را باید خوار و خفیف و سرکوب و نابود کرد.

 

 
یادداشت رضا دانشمندی در وب‌سایت خبرآنلاین مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 31 شهریور 1398 ساعت 11:31

می‌توان غرب را غربال کرد؟

چگونگی مواجهه با غرب و تجدّدش، دست‌کم در یک‌صد سال اخیر، از مهم‌ترین مسائلِ ایرانیان بوده است. اوائل که درکی سطحی از تجدّد وجود داشت، بعضی از «غرب‌پذیریِ» کامل گفتند و برخی هم بر طبل «غرب‌ستیزی» کوفتند. در این میان، کسانی هم سودای «غرب‌پالایی» و گزینش‌گری آن را در سر پروردند. انقلاب اسلامی، تبلور این راه سوم - در برابر کهنه‌پرستی و نوگرایی افراطی - بود و بنا داشت طرحی متفاوت در اندازد که نیکویی‌های قدیم و جدید را هم‌زمان داشته باشد. ناگفته نماند که پهلوی هم به گونه‌ای دیگر، از این مسیر رفته بود و درصدد پالایش غرب و گزینش پاره‌هایی از تجدّد بود ، که البته فرجام نوسازیِ ناموزون و نیاندیشیدۀ پهلوی، شد «انقلاب اسلامی ۱۳۵۷». یکی از بزرگان اندیشه که روزگاری مدافع نگاه گزینشی به تجدّد بود*، اما در سال‌های اخیر در نقد رویکردِ سوم  بسیار گفته/نوشته، دکتر «رضا داوری اردکانی»، استاد بازنشستۀ گروه فلسفۀ دانشگاه تهران و رئیس کنونی فرهنگستان علوم است.

*دکتر داوری اردکانی پس از مطالعه یادداشت آقای دانشمندی، ضمن تشکر از یادداشت ایشان، اظهار داشتند که من هرگز مدافع نگاه گزینشی به تجدد نبوده‌ام.

 
جدیدترین مقاله رضا داوری اردکانی منتشر شد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 12 تیر 1398 ساعت 13:04

علم و پژوهش مصرفی شده است

رئیس فرهنگستان علوم در تازه ترین مقاله خود با عنوان «شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم» است که به عنوان سرمقاله در شصت و نهمین شماره خبرنامه فرهنگستان علوم منتشر شده است؛ به نکات مهمی اشاره کرده است. او در فرازی از این سرمقاله نوشته است: علم و پژوهش در همه جا مثل همه چیز مصرفی شده است. وقتی نظام علم نباشد میان مقاله عالمانه و ساختگی تفاوتی نیست و از آنها به نحو یکسان استفاده آماری می‌شود. با کلیک کردن روی عنوان مقاله می توانید مشروح آن را از نظر بگذرانید

شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت

 
یادداشت سیدعبدالجواد موسوی در وب‌سایت خبرآنلاین مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 03 تیر 1398 ساعت 06:59

روشنفکری زرد و ماجرای فیلسوف فرهنگ

روشنفکری زرد هم پدیده ای است. مثل خیلی دیگر از پدیده های روزگار ما. در زمانه ای که سیاست ورزی زرد و دین مداری زرد و فرهنگ و ادبیات زرد رایج است چرا روشنفکری زرد نداشته باشیم؟ هیچ ایرادی هم ندارد. روشنفکری زرد تا وقتی که حد و حدود خودش را می شناسد و با دامن زدن به مباحث نازل بین شاعران و نویسندگان و اهل نظر برای خودش مشتری جذب می کند و با به اشتراک گذاشتن عکس های مکش مرگ ما در فضای مجازی هواداران زردبازی را به وجد می آورد مشکل خاصی نیست.

 
یادداشت حامد زارع در صفحه گفتمان روزنامه سازندگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 20 خرداد 1398 ساعت 08:02

چه کسی معلم انقلاب است؟

بیست سال پیش اکبر گنجی برای خشنودی عبدالکریم سروش و تقرب بیشتر به آستان استاد، در مقاله‌ای بی‌سر ‌و ته، رضا داوری اردکانی را معلم خشونت نامید. گنجی در آن سال‌ها که سال‌های اصلاح بود نیازی نمی‌دید برای مدعای خود دلیلی بیاورد و بی آنکه حداقل نگاهی به سیاهه آثار داوری اردکانی بیندازد، این حکم سیاسی را درباره فیلسوف معاصر صادر کرده بود. امروز یکی از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب در مقاله‌ای که نمی‌توان آن را همانند مقاله دو دهه پیش گنجی بی سر و ته و بدون ارجاع به متن آثار داوری نامید، همان سخنان گنجی را با بیانی ظاهرا غیرایدئولوژیک و کلماتی شکیل‌تر و جملاتی مبین‌تر بیان کرده است. اگر از این نکته درگذریم که مقاله این روزنامه‌نگار نیز همانند مقاله گنجی مندرج در تحت سروشیسم و لاجرم طبقه‌بندی شده در پیکار روشنفکری دینی با خرد فلسفی معاصر است، اما از این نکته نمی‌توان درگذشت که اگر چند سال زمان لازم بود تا سست‌بنیادی سخنان گنجی روشن شود، بی‌بنیادی سخنان نویسنده مقاله «فیلسوف حکومت استثنائی اسلامی»* از هم‌اکنون روشن است و او در نگارش این مقاله ظاهرا علمی، تنها به تکرار طنینی مرده در تاریخ اندیشه معاصر ایران اکتفا کرده است.

 

 
یادداشت سید علی سیدان در روزنامه صبح نو مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 18 خرداد 1398 ساعت 09:21

استنطاق داوری

بهانه انتشار این گزارش، نوشته کوتاهی است که چند روز پیش دکتر داوری‌اردکانی منتشر کرد و از هجمه‌های یکی‌دو ماه اخیر لیبرال‌ها به خودش خبر داد. او نوشت: «وقتی نظرم را درباره  علوم انسانی اظهار کردم، کسانی که آن را نپسندیدند، غالبا با لطف برخورد کردند و از آن زمان هم کمتر در باب اسلامی‌کردن علوم انسانی و اجتماعی سخن می‌گویند؛ اما اشخاصی که ظاهرا با نظر من مخالفت نداشتند، زبان ناسزاگویی، تهمت و توهین گشودند و مرا از اظهار چنین نظرهایی منع کردند. آیا وجود لیبرال‌هایی که امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر می‌کنند، اندکی مسخره نیست؟ در این اواخر و در دو ماه اول سال، بدون هیچ مناسبتی اعتراض‌های تازه شروع شده است. در مجله‌ای نوشته بودند علم را به ولایی و غیرولایی تقسیم کرده‌ام. پرسیدم این حرف‌های عجیب را در کجا گفته و نوشته‌ام؟ پاسخی ندادند و به‌جای پاسخ، نوشته‌ای منتشر کردند که در آن ناسزاها، تهمت‌ها و توهین‌های 30ساله‌شان تکرار شده بود. چند روز پیش هم متأسفانه در روزنامه متعلق به دوست با اشتباهی معنی‌دار به نامی دیگر نامیده شدم. این‌ها گِله و شکایت نیست، حکایت است؛ حکایت معرفت و پای‌بندی به اخلاق».

 
سخنرانی ویراسته شده رضا داوری اردکانی در آئین اهدای دهمین جایزه نیایش و اخلاق مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 01 خرداد 1398 ساعت 14:21

مقدمه ای برای ورود به بحث نسبت

اخلاق و سیاست

سخن گفتن از اخلاق هم آسان است، هم بسیار دشوار. آسان است که بگوییم باید متخلّق به اخلاق حسنه بود و اخلاق اهمیت بسیار دارد. پژوهش در علم اخلاق و در آراء فیلسوفان و به طور کلی در عقل عملی نیز از عهده کسانی که ذوق فلسفه و اطلاعات لازم داشته باشند برمی آید اما به این پرسش ها که اخلاق چیست و از کجا می آید و اکنون کجاست و چه وضعی دارد و چگونه به آن می توان رسید، به آسانی نمی توان پاسخ داد. یعنی نبود اخلاق را می توان درک کرد اما اینکه از کجا آمده و اگر نیست کجا رفته است و چگونه بازمی گردد، یک مشکل بزرگ است. مردمی که اخلاق دارند، اخلاق داشتن برایشان مثل یک امر طبیعی است و از اخلاق نمی گویند یا کمتر می گویند اما هر جا و هر وقت اخلاق نیست، همه جا سخن از اخلاق است زیرا نبود اخلاق مایه خلل و فتور و نقصان در کارها و گردش چرخ زندگی می شود.

 

 
انتشار مقاله جدید رئیس فرهنگستان علوم در سرمقاله خبرنامه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 21 اسفند 1397 ساعت 12:36

ایران پر از مشکل است اما مسئله ندارد

دکتر رضا داوری اردکانی در توضیحی که برای سرمقاله خود با عنوان «ایران و مسائل و مشکلاتش» در شماره شصت و هشتم خبرنامه فرهنگستان علوم نوشته به یک نکته اشاره می کند و می نویسد: «در پانزده شانزده سال اخیر که من در این نشریه قلم می زنم، بارها به صراحت یا به صورت سربسته خداحافظی کرده ام اما مثل اینکه همچنان باید آماده نوشتن خداحافظی های دیگر باشم. مگر آنکه مجالی برای آن نماند. نوشته ای که می خوانید نه خداحافظی است و نه گله و شکایت از مشکلات اداری بلکه ادامه کوششی است که در طی دهه های اخیر برای درک وضع موجود کشور و اندیشیدن به آینده امور داشته ام و کمتر به آن التفات شده است. شاید لحن نوشته اندکی تلخ باشد و کسانی بگویند یأس آور است. اندیشیدن به مشکلات و سعی در طرح مسائل نباید مایه یأس شود بلکه نور امید در دل ها می افروزد. سخن روشن کننده، یأس آور نیست. در این نوشته روزن هیچ امیدی بسته نشده است اصلاً اگر جایی امیدی باشد با حرف بدبینان از میان نمی رود ولی جایی که امید نیست، آن را پدید باید آورد. شاید توجه و تذکر به وضع خود و کشور و آنچه دارد می گذرد و پیش می آید و خردی که کارها با آن صورت می گیرد، بسیار دشوار و اندکی دردآور باشد ولی مگر با گریز از درد و پناه بردن به مسکّن، بیماری علاج می شود؟ مسکّن لازم است اما مسئله یا مسائل کشور را باید شناخت. همه باید مسئولیت وضع کشور را هر چه باشد خوب یا بد به عهده بگیرند و بیندیشند که ایران چگونه می تواند ایرانی که ایرانیان آن را دوست می دارند بشود. آنچه می خوانید نه خوش بینانه است نه بدبینانه. کوششی است برای آشنایی با وضع کنونی زندگیمان و دعوت به اندیشیدن در باب آینده ایران.» رئیس فرهنگستان علوم با این مقدمه مخاطبان را دعوت به خواندن سرمقاله اش می کند. در ادامه می توانید با کلیک کردن عنوان مقاله، متن کامل را مطالعه کنید

 

ایران و مسائل و مشکلاتش

 

 
سخنرانی در همایش بین‌المللی همگرایی و واگرایی؛ گفت‌و‌گویی میان فرهنگی- میان دینی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 21 اسفند 1397 ساعت 12:00

درد توسعه نیافتگی در دوران تجددمآبی

روسو در جایی نوشته است از مجموعه خانه ها مدینه ساخته می شود و از مجموعه شهروندان یک شهر پدید می آید. آتن و دیگر مدینه های یونانی مجموعه افراد نبودند زیرا در آن زمان در یونان هنوز فرد و جامعه به وجود نیامده بود. سرپرست خانه عضو مدینه بود و وظایفی را که نسبت به آن داشت انجام می داد. روسو شاید شهر را بر مدینه ترجیح می داد اما در شهر هم احساس آسایش نمی کرد. او جامعه جدید را که در حال قوام یافتن بود دوست نمی داشت و نگران آینده آن بود اما از آن دل نمی کند. بسیاری کسان در قرن هجدهم در این دو دلی با روسو هماوا و شریک بودند. (از جهاتی می توان غربت ماکس وبر را با دودلی های روسو قیاس کرد یا لااقل خلجان های آنها را به هم شبیه دانست)

 
سخنرانی در مراسم گرامیداشت روز جهانی آینده مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 11 اسفند 1397 ساعت 11:29

آینده‌نگری و تسعه‌نیافتگی

آینده چیزی نیست که در جایی وجود داشته باشد و ما با کوشش بتوانیم جای آن را بشناسیم و به سوی آن برویم. آینده عدم است و آدمی در راهی که به سوی عدم (مرگ) می  رود آن را می  سازد. پس آینده  نگری را نمی  توان علم دانست زیرا علم به عدم تعلق نمی  گیرد. آینده  نگری گزارش کار و سازندگی کشور و مردمی است که اراده کرده باشند راهی را بپیمایند و به مقصدی برسند. اگر این معنی را بپذیریم، آینده  نگری دانشی نیست که آن را در مدرسه بیاموزند و در جامعه به کار ببرند. البته اگر در جایی درک آینده  بین و آینده  ساز وجود داشته باشد، اطلاعات آینده  نگری را مثل هر دانش دیگر می  توان تدوین و تعلیم کرد و از آنها در اصلاح و اجرای برنامه  ها بهره برد اما همه مردمان در همه جای جهان نسبتشان با آینده یکسان نیست و در راه آینده با هم همراه نیستند. آنهایی که در راه آینده وارد نشده  اند، آینده  نگری ندارند و آینده  نگری رسمی هم به دردشان نمی  خورد. آینده  نگری یک علم نظری یا کاربردی جهانی نیست.

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 28